پایان نامه درباره تعهد سازماني// رضایت شغلی
Artificial intelligence (AI), brainstorming, data mining, expert system software, genetic programming, machine learning, deep learning, neural networks and another modern computer technologies concepts. Brain representing artificial intelligence with printed circuit board (PCB) design.

پایان نامه درباره تعهد سازماني// رضایت شغلی

رضایت شغلی
رضایت­شغلی عبارت است از حدی از احساسات و نگرش­های شغلی مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند. وقتی­که یک شخص می­گوید دارای رضایت­شغلی بالایی است، این بدان مفهوم است که او واقعاٌ شغلش را دوست دارد، احساسات خوبی درباره­ی کارش دارد برای شغلش ارزش زیادی قائل است. نتایج تحقیقات نشان می­دهد که کارکنان با رضایت­شغلی بالاتر، از نظر فیزیک­بدنی و توان­ذهنی در وضعیت خوبی قرار دارند (چاندن[1]، 1997، ص86).
رضایت­شغلی نتیجه ادراک کارکنان است که محتوا و زمینه شغل، آن چیزی است که برای کارمند ارزشمند است، فراهم می­کند. رضایت شغلی یک حالت احساسی مثبت یا مطبوع است که پیامد ارزیابی شغلی یا تجربه فرد است.این حالت احساسی مثبت، کمک زیادی به سلامت­فیزیکی و روانی افراد می­کند. از نظر سازمانی، سطح بالای­ رضایت­شغلی منعکس­کننده­ی جو سازمانی بسیار مطلوب است که منجر به جذب و بقا کارکنان می­شود( مقیمی،1377، ص­ص385-384).
تحقیقات در رابطه با خشنودی شغلی دو جنبه را مشخص کرده­اند، که به فهم خشنودی شغلی کمک
می­کنند. این دو جنبه تحت عنوان خشنودی­بعدی[2] و خشنودی­کلی[3] نامگذاری شده­اند که در زیر شرح داده شده­اند: خشنودی بعدی به گرایش کارکن در رابطه با این موضوع اشاره دارد که وی از کدام جنبه­های شغل خشنودی بیش­تر و از کدام جنبه­های شغل خشنودی کم­تری دارد. چرینگتون[4](1994)، به نگرش افراد درباره دستمزد، خودِ­کار، این­که کار چالش بر­انگیز است یا نه، محرک بودن و جذاب بودن شغل، سرپرستان، این­که آیا آن­ها دارای مهارت­های مدیریتی احساسی­تر هستند یا نه، و این­که آیا آن­ها در شغلشان صلاحیت دارند یا نه اشاره کرده است( سبحانی­صراطی، 1386، ص126).
خشنودی کلی بر حالت درونی کلی فرد در رابطه با خشنودی یا نا­خشنودی تمرکز دارد. تجارب مثبتی مثل همکاران دوست ­داشتنی، فرد­ خوب، سرپرست­ دلسوز و شغل ­جذاب، یک حالت درونی مثبت را ایجاد می­کند. تجارب منفی مثل دستمزدکم، مشاغلی که کم­تر محرک هستند و انتقاد، یک حالت درونی منفی را ایجاد می­کند. بنابراین، احساس خشنودی یا ناخشنودی کلی، احساسی کل­نگرانه است که مبتنی بر شدت و فراوانی تجارب مثبت و منفی است.
2-3-1 عوامل موثر بر رضایت شغلی
مطالعات مختلف در زمینه رضایت ­شغلی نشان می­دهد که متغیرهای زیادی با رضایت ­شغلی مرتبط است که این متغیرها در دو گروه قابل طبقه بندی است:
1- عوامل فردی
2- عوامل سازمانی
*عوامل فردی
مطالعاتی که به بررسی خشنودی ­شغلی پرداخته­اند، نشان داده­اند که تعیین­کنندگان فردی نظیر نژاد، جنسیت، سطح تحصیلات، تصدی شغل، سن و تاهل یا تجرد بر خشنودی ­شغلی تاثیر می­گذارند.
نژاد
تعدادی از مطالعات نشان داده­اند که کارکنان سفید­پوست در میان طبقه­های حرفه­ای متفاوت، در مقایسه با آفریقایی­ها، سطوح بالاتری از خشنودی­شغلی را تجربه می­کنند( فرای­دی[5] و همکاران، 2004، ص­ص 168-152).
در تحقیق دیگری که توسط اراسموس[6](1998) انجام شد، به تفاوت­هایی در خشنودی­شغلی، بین زنان­ سفیدپوست و زنان­آفریقایی دست یافتند. محققان گزارش کردند که زنان­­سفید­پوست از همکاران آفریقایی خود خشنودتر بودند. تحقیق مشخص کرد که عواملی نظیر دستمزد و مزایا موجب نارضایتی در میان زنان آفریقایی می­شود.
جنسیت
مطالعات چندی در رابطه با خشنودی­شغلی و جنسیت به انجام رسیده است.
مطالعه­ای که توسط مورای[7] و اتکینسون[8](1981)، در رابطه با تفاوت­های جنسیتی به­عنوان تعیین­کننده خشنودی شغلی به انجام رسید، نشان داد که زنان اهمیت بیش­تری به عوامل اجتماعی می­دهند، در حالی­که مردان اهمیت بیش­تری به دستمزد، پیشرفت و سایر جنبه­های بیرونی می­دهند. تانگ[9] و تالپد[10](1999)، نیز تأیید کردند که تفاوت­ معنی­داری بین زنان و مردان، برحسب ابعادی که برخشنودی شغلی اثر می­گذارند، وجود دارد. این مطالعات نشان داد که مردان بیش­تر تمایل به خشنودی از مزایا دارند در حالی­که زنان بیش­تر تمایل به خشنودی از همکاران دارند.
سطح تحصیلات
نتایج مربوط به این رابطه بین سطح­ تحصیلات و رضایت ­شغلی نیز متناقض است. مطالعه کراسمن[11] و
آبو- زاکی[12] (2003) نشان داد که بین خشنودی ­شغلی و سطح­ تحصیلات رابطه­ای وجود دارد؛ بدین شکل که افراد دارای سطح­تحصیلات دبیرستانی، کم­ترین سطح­خشنودی­شغلی کلی را گزارش کردند، در حالی­که کارکنان دارای سطح دانشگاهی، بیش­ترین سطح ­خشنودی­شغلی کلی را گزارش کردند. محققان اشاره کردند که عوامل محتملی نظیر کمبود مهارت­ها و رفتار نا­مطلوب مدیریت، بر کسانی که سطح تحصیلات پایینی دارند اثر گذاشته و باعث می­شود که آن­ها خشنودی­شغلی کم­تری داشته باشند.
با وجود این، مطالعه مشابهی که توسط کی­متل[13](2003) انجام شد، نشان داده شد که افراد دارای سطح تحصیلات متوسط، نسبت به افراد دارای سطح ­تحصیلات بالاتر، خشنودی بالاتری را گزارش کردند.
کی متل (2003)، این طور عنوان کرد که احتمالاٌ وقتی سطح تحصیلات افزایش پیدا می کند، انتظارات افراد از کارفرمایان­شان نیز افزایش پیدا کرده و در صورت عدم ارضای این انتظارات، خشنودی­شغلی افرادکاهش پیدا خواهد کرد.همسو با این یافته ها، نتایج بدست آمده توسط جانسون[14] و جانسون (2000) معلوم شد که اگر ادراک افراد این باشد که نسبت به شغل­شان از سطح تحصیلات بیش­تری برخوردارند، این ادراک اثری منفی بر ابعاد خشنودی شغلی خواهد داشت.
Chandan-1
2- Facet satisfaction
3 -Overal satisfaction
4- Cherrington
 Friday-1
2- Erasmus
3- Murray
4- Atkinson
5- Tang
6-Talpad
1-Crossman
2-Abou-Zaki
3- Kh Matle
4- Johnson
لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:
بررسي رابطه بين هوش هيجاني با تعهد سازماني و رضايت شغلي كاركنان استانداري اصفهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*