هوش هیجانی،‌ رهبری، ‌فضا و عملكرد سازمانی

قبلاً‌ اشاره شد چطور هوش هیجانی می تواند بر موفقیت فرد در سازمان مؤثر باشد و چطور  می تواند به عملكرد كلی سازمان نیز تأثیر بگذارد. شواهد حاكی است رهبری هوشمند هیجانی عامل كلیدی در ایجاد فضای كاری شناخته می شود كه می تواند زمینه رشد و پرورش كاركنان را فراهم كرده و آنها را تشویق كند تا بهترین عملكرد را داشته باشند. برای مثال یافته های یك تحقیق بر روی مدیران ارشد اجرایی شركت های مشابه بیمه آمریكایی نشان می دهد مدیران شركت هایی كه قابلیت های هوش هیجانی بالاتری دارند نتایج مالی بهتری در زمینه رشد سرمایه و سود داشتند.

مك كللند[1] (1998) نتایج مشابهی را كه میان نقاط قوت هوش هیجانی و نتایج عملكرد سازمانی بر روی مدیران ارشد یك شركت جهانی غذایی و آشامیدنی به دست آورد، نشان می دهد كه مدیران واحدهایی كه از قابلیت هوش هیجانی بالایی برخوردارند، ‌عملكرد سالیانه آنها بیش از انتظار بوده و در زمینه اهداف مالی 15 تا 20 درصد رشد سود سالیانه داشتند، ‌در حالی كه سایر مدیرانی كه قابلیت های هوشی هیجانی ضعیف داشتند بدون افزایش سود سالیانه، ‌عملكرد آنان كمتر از حد انتظار بود. به نظر گلمن رابطه میان نقاط قوت هوش هیجانی در رهبر سازمان و عملكرد او تا حد زیادی به فضایی بستگی دارد كه رهبر به وجود می آورد. برای مثال یافته های یك مطالعه بر روی مدیران ارشد یك شركت بیمه حاكی است رابطه معناداری میان توانایی های هوش هیجانی رهبر و فضای سازمان وجود دارد. فضای سازمانی می تواند بازتاب احساسی را داشته باشد كه افراد معتقدند توانایی لازم انجام آن كار را دارند. فضای سازمانی نشان دهنده میزان شفافیت در ارتباطات، ‌انعطاف پذیری كاری كاركنان، ‌توانایی ارایه نوآوری،‌ احساس مالكیت و مسئولیت- پذیری آنان با رعایت استانداردهای كاری است (پارسا، 1390).

یافته یك تحقیق در شركت های بیمه نشان می دهد فضایی را كه مدیران ارشد اجرایی به وجود می آورند می توان در میان گزارش های مستقیم مشاهده كرد و این فضا می تواند عملكرد كلی سازمان را پیش بینی كند. حدود سه چهارم فضای سازمانی به تنهایی می تواند در رشد سرمایه و سود سازمانی به طور مستقیم نقش داشته باشد. به نظر می رسد سبك هنری می تواند عملكرد سازمانی را در سطح وسیعی در صنایع و اداره ها به حركت درآورد و در این زنجیره رابطه حساسی از رهبر تا فضای سازمانی و موفقیت سازمانی مشاهده می شود. یافته های مطالعه ای بر روی 42 نفر از مدیران مدارس در انگلستان نشان می دهد، ‌رهبری این مدیران در موفقیت تحصیلی دانش آموزان نقش مستقیمی دارد. وقتی روش رهبری مدیر مدرسه منعطف باشد و مدیر از خود توانایی هایی هوش هیجانی بالا نشان دهد طرز تلقی و نگرش معلمان مثبت تر شده و در نتیجه دانش آموزان نمرات بالایی كسب می كنند، ‌اما اگر مدیر مدرسه قابلیتهای هوش هیجانی پایین داشته باشد روحیه معلمان افت كرده و عملكرد تحصیلی دانش آموزان ضعیف و كمتر از حد انتظار ظاهر می شود (پارسا، 1390).

[1] – Mccelland

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر  

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *