دانلود پایان نامه درمورد دوران باستان، حقوق انسان، قصاص

انواع آن در فقه اسلامی به اقسام غیر مسلمان اشاره کردیم، اما چون تلاش این تحقیق به منظور بررسی مسئولیت بیت المال مسلمین در قبال دیه‏ی بیگانگان و غیر مسلمان استوار است، به توضیح بیشتری در خصوص این واژه در فقه می‏پردازیم.
همان طوری که متعرض گردیدیم در تبعیت رایج بین فقیهان به جای غیر مسلمان از کلمه‏ی‏کافر استفاده می‏کنیم. کافر در لغتاز ریشه‏ی‏ کُفر 46 به معنای جحد و انکار یک چیز یا از ریشه‏ی کَفْر 47 به معنای پوشش گذاردن بر چیزی است. صاحب مجمع البحرین می‏فرماید: الکُفر ضد الایمان و قد کفر بالله جحد‏؛ فالکافر الجاحد الخالق 48. درلسان العرب آمده است 49: الکُفر: نقیض الایمان، آمنا بالله و کفرنا بالطاغوت. در سایرکتابهای لغت نیزکافر را همین گونه معنا کرده اند. از مطالعه‏ی این کتاب‏ها معلوم یم شود کسانی که به خدا و پیامبر او ایمان نمی‏آوردند، به هر دو معنا کافرنامیده می‏شوند‏؛ چون آنان بر روی حقایق سرپوش می‏نهند و آن را انکار می‏نمایند. در اصطلاح فقه، کافربه کسی گفته می‏شود که دین اسلام یا یکی از ضروریات آن را نپذیرد چنان که محقق حلی فرمودند:50 ضابطه کل من خرج عن الاسلام او من انتحله و جحد ما یعلم من الدین ضروره کالخوارج و الغلاه؛ یعنی کافربه کسی گفته می‏شود که از دایره‏ی دین اسلام خارج باشد و یا اینکه داخل در اسلام باشد، اما یکی از ضروریات آن را انکار کند‏؛ همچون خوارج و غالیها. سایرفقها مشابه همین تعریف را ازکافربیان نموده اند.
با توجه به تعریف فوق دو گروه کافر غیر مسلمان نامیده می‏شوند: گروه اول، کسانی هستند که مسلمان نیستد و پیرو دین دیگری هستند‏؛ مانند یهودیان، مسیحیان، زردشتیان و بودائیان، یا اینکه پیرو هیچ دینی نسیتند‏؛ مانند زنادیق و دهری‏ها که به خدا و روز قیامت اعتقاد ندارند.
گروه دوم، مسلمانانی که یکی از ضروریات اسلام را انکار کنند. خوارج، ناصبی ها، غالی‏ها و برخی دیگر از فرقه‏های ضاله از جمله این گروه محسوب می‏شوند‏؛ چون بعضی از اعتقاداتشان با ضروریات اسلام منافات دارد. غیر مسلمان (کفار) از نظر فقهی به اعتبارات مختلف تقسیم می‏شوند: از قبیل کفار حربی، کفار ذمی، کفار مستامن، ‌معاهد و غیر معاهد و… که به مناسبت موضوع بحث در فصول این پایان نامه به هر یک از آن اشاره‏ای خواهیم نمود.
1-1-8-1. گروه‏های غیر مسلمان از نظر اسلام
از نظر اسلام کفار و غیر مسلمانان دارای اقسام و گروه‏های مختلفی هستند که به صورت کوتاه به هر یک از آنان اشاره می‏نماییم.
الف) اهل کتاب: واژه‏ی اهل کتاب 31 مورد در قرآن کریم وآیات متعدد وارد شده است. در مورد این واژه در فرهنگ معارف اسلامی چنین آمده است: اهل کتاب، یهودی و نصاری و به قولی زردشتی‏ها را گویند. 51 اسلام با اهل کتاب نسبت به سایر اصناف غیر مسلمین رابطه‏ی نزدیکتری داشته و آنها را به پیرو از مشترکات دعوت می‏نماید. قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم 52‏؛ بگو‏ای اهل کتاب، بیایید به سوی کلمه‏ای که بین ما و شما مساوی است و آن ایمان به ذات اقدس باری تعالی و توحید و یکتا پرستی می‏باشد.
ب) صابئین: نام این گروه در قرآن کریم 3 بار و در کنار سایر ادیان مانند یهود و نصاری، ذکر گردیده است. در اینکه صابئین چه کسانی هستند بین مفسرین و فقها اختلاف نظر وجود دارد. آنچه که بعضی از اهل تحقیق ذکر کرده اند، صابئین را ستاره پرست و پرستنده‏ی بت‏های ستارگان می‏دانند. مرحوم علامه‏ی طباطبایی در تفسیر المیزان قائل به این معنا گردیده اند. 53
ج) زردشتیان (مجوس ): نام این گروه نیز در قرآن کریم ذکر شده است: ان الذین آمنوا و الذین هادوا و الصابئین و النصاری و المجوس 54. مرحوم علامه‏ی طباطبایی در ذیل این آیه می‏فرمایند: و المجوس: المعروف انهم المومنون بزرتشت و کتابهم المقدس اوستا 55‏؛ مجوس معروف است که به زرتشت ایمان دارند و کتاب مقدس آنها اوستا است.
د) دهریه: دهریه چنانکه از اسم آنها پیداست گروهی هستند که العیاذ بالله منکر وجود خدای تعالی بوده و او را خدای عالم نمی‏دانند. قرآن کریم در آیات متعدد این گروه را به خدا شناسی و تدبر در آیات و نشانه‏های الهی دعوت نموده و با آنها به استدلال می‏پردازد.
ذ) مشرکین: گروهی هستند که به الهیت و ربوبیت ایمان دارند، ولی او را به تنهایی خالق جهان نمی‏دانند یا آنکه چیزهای دیگر مانند بت‏ها، ملائکه، خورشید و… راهمراه با خدا می‏پرستند و آنها را شریک خداوند درخلقت جهان و اراده‏ی آن می‏دانند.56 خداوند متعال در آیه‏ی 22 سوره‏ی انبیاء، و آیات 116 و 48 سوره‏ی نساء در بطلان اندیشه‏های این گروه وارد استدلال شده و اندیشه‏های آنان را غیر قابل عفو و بخشش دانسته است.
ر) منکران بعثت رسولان: این گروه به خدا ایمان ادارند و او را خدای توانا و قادر می‏دانند، ولی اعتقاد به پیامبران الهی ندارند و می‏گویند: عقل انسان توانایی هدایت انسان را به سوی خدا دارد و نیازی به وجود پیامبران نیست و رسولان الهی را تکذیب می‏کنند. 57
ز) مرتدین: مرتدین، اعم از مرتد ملی یا فطری، گروهی هستند که از دین اسلام رجوع می‏کنند حال یا رجوع لفظی یا رجوع فعلی و عملی. این گروه از نظر مسلمین و جامعه‏ی اسلامی مطرود بوده و اسلام برای آنها براساس شرایطی معین مجازات خاصی را تعیین نموده است. قرآن کریم نیز مرتدین را کافر و مجازات آنها را خلود در آتش جهنم ذکر کرده است. 58
1-1-8-2.اقلیت‏های دینی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است اصل (اصل 12ق. ا.ج. ا.ا.) همه‏ی قوانین و مقررات باید براساس موازین اسلامی باشد و ولایت امر و امامت امت برعهده‏ی فقیه عادل ( اصل 5 ق. اساسی ). پیروان دیگر مذاهب اسلامی (غیر شیعه ‌) اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، زید‏ی طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارای احترام کامل بوده و در انجام مراسم مذهبی طبق فقه خودشان آزاد هستند. اقلیت‏های دینی شناخته شده یعنی ایرانیان زردشتی، کلیمی، ‌مسیحی در حدود قانون در انجام مراسم دینی آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‏کنند. 59 اصل سیزدهم قانون اساسی ایرانیانی را مورد توجه قرار داده است که مسلمان نیستند‏؛ ولی اعتقاد به یکی از ادیان آسمانی دارند. اقلیت‏های دینی احصاء شده 60 در اصل سیزدهم قانون اساسی منحصر به سه دین ذکر شده می‏باشد که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‏کنند. مطابق اصل 14 قانون اساسی به حکم آیه‏ی شریفه: لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلو کم فی الدین ولم یخرجوکم من دیار کم آن تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین .
دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند – نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه، قسط، عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند. این اصل قانون اساسی غیر مسلمانان را که اقلیت دینی محسوب نمی‏شوند و علیه جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نمی‏کنند، در بر می‏گیرد. دکتر سید جلال الدین مدنی معتقد است: نسبت به ایرانیانی که مسلمان نیستند و متدین نسبت به یکی از ادیان رسمی شناخته شده در ایران هم نمی‏باشند، ‌اصل 14 ق. ا. ج. ا. ا. تکلیف را معین ساخته و اعلام داشته که دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان باید با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی رفتار نمایند. 61 بنا به مراتب مذکوره ایرانیان زرتشتی، کلیمی، مسیحی در جمهوری اسلامی ایران در کنار مسلمانان زندگی کرده و از حقوق اجتماعی بهره مند هستند.
2-1. مبحث دوم: بررسی پیشینه‏ی تاریخی دیه
بی گمان، دیه پیشینه‏ای به درازی تاریخ قانون دارد و از زمانی که بشر زندگی اجتماعی خود را آغاز کرده و به نحوی قوانین مدنی و جزایی بر زندگی او حاکم شده دیه نیز در شکل‏های متفاوت وجود داشته است. وقتی تاریخ اقوم و ملل گذشته را مطالعه می‏کنیم می‏بینیم که قوانین زیادی درباره دیه وجود دارد که در جوامع بشری به صورت‏های مختلف نمود پیدا کرده است؛ چه در جوامع ابتدایی،وچه در دوران باستان، وچه در جهان قبل از اسلام و در شرایع آسمانی،‌وچه در جهان بعد از ظهور اسلام، که نمود‏های ازدیه درآن دوران بین جوامع بشری متداول بوده و هست. اینک برای اینکه با سیر تاریخی دیات بهترآشنا شویم، نظام دیات را در ادوار مختلف بشری که پایبند به قانون دیه بوده اند را به اختصار وگذرا بیان می‏نماییم
2-1-1. دیه در دوران باستان
بابررسی تاریخ باستان، روشن می‏شود که مجموعه‏ای از قوانین کهنه و قدیمی وجود داشته است که موضوع دیه را مورد توجه قرار دادند؛ از جمله این قوانین می‏توان به مجموعه‏ی قوانین میز ویو تامی بابلی اشاره کرد. این مجموعه قوانین، تلفیقی از قانون اورنامو قانون بالالاما و قانون حمورابی می‏باشد. این قوانین را باستان شناسان در ضمن کاوش‏های خود و در زمان‏های مختلف در سرزمین عراق و منطقه بابل وبین النهرین کشف کرده اند.62 قانون حمورابی توسط یک گروه فرانسوی در منطقه‏ی شوش در جنوب غربی ایران ضمن کاوش های باستانی به دست آمده است. قوانین اشنونا نیز از کهن ترین سند قانونی است که تاکنون کشف گردیده است. با بررسی در این قوانین معلوم گردیده نمودهایی از دیه به شکل‏های متفاوت در دوران باستان وجود داشته است که به عنوان نمونه به بعضی از موارد آن در قوانین باستانی اشاره می‏گردد:
الف) نمونه‏های دیه در قانون اورنامو: این قانون که تقریباً سه قرن پیش از قانون حمورابی وضع شده است 63، به عنوان اولین قانون مدوّن شناخته می‏شود. این قانون که دارای پنج ماده بوده و یا پنج ماده آن کشف گردیده است که سه ماده از این قانون به صراحت در مورد دیه سخن گفته است. هرگاه مردی گام مرد دیگری را قطع کند، باید ده شِکلِ نقره بپردازد. همچنین در این قانون آمده است: هرگاه مردی استخوان مرد دیگری را با سلاح بشکند، باید یک من نقره بدهد و یا در ماده‏ی سوم آن مقرر گردیده هرگاه مردی بینی مرد دیگری را با آلتی قطع کند، باید 3/2 مینا نقره بدهد. 64
ب) قانون بالالاما: بالالاماشاه اشنونا در سرزمین بابل بوده است. در این قانون نیز که یکی از قدیمی ترین قوانین تمدن‏های بشری محسوب می‏شود، دیه مورد بحث قرار گرفته است. در این قانون میان جنایات به انسان آزاد و برده فرق گذاشته است. دیه‏ی اول را قتل بزهکار و دوم را پرداخت مال تعیین کرده است65‏؛ به عنوان مثال، در ماده‏ی 43 این قانون آمده است: در گاز گرفتن گوش و جدا کردن آن جانی باید یک مینا نقره بپردازد و نیز در بیرون آوردن تخم چشم و در شکستن دندان 2/1 نقره و در سیلی زدن به صورت ده شکِلِ نقره . 66
ج) قانون حمورابی: این قانون که یکی از پر ارزش ترین منافع تاریخ حقوق به شمار می‏رود، توسط یک گروه فرانسوی ضمن کاوش‏های باستانی در جنوب غربی ایران و در منطقه‏ی شوش کشف گردیده است. این مجموعه قوانین مشتمل بر دویست و هشتاد دو (282) ماده است که در مورد مقررات مدنی، تجاری، کیفری، روابط خانوادگی و حقوق زن تدوین شده است. بخش قابل توجهی از قوانین این مجموعه را قوانین کیفری به خود اختصاص داده است. قوانین و نظام قصاص و دیات در این مجموعه بر اساس امتیازات طبقاتی است و با مجرمین در مورد پرداخت دیه به طور یکسان عمل نمی‏شود67.
قانون حمورابی کیفر قتل را در برابر قتل قرار داده به شرط اینکه بزهکار سابقه اصرار به قتل داشته باشد و اگر سابقه نداشته باشد، کیفر آن را زندان‏های طولانی قرار داده است و در

مطلب مشابه :  مقاله با موضوعدانشگاه تهران، فقه و قانون، دانشگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید