پایان نامه ارشد با موضوع توسعه ورزش، ورزشکاران، اوقات فراغت

ادبیات فارسی و به معنی وسعت، فراخی و گشادگی آمده و به صورت فعل، همراه با پیدا کردن، دادن، ویافتن به کار می رود(رحیمی،1383). معادل انگلیسی توسعه، کلمه Development با معانی مختلفی چون؛ رشد، توسعه، گسترش، عمران، پیشرفت و استعداد است(باطبی،1371). توسعه به معنای عام یعنی تغییرمشابه (معنی دار) در مشخصه های کمی و کیفی موضوع(سازمان تربیت بدنی،1382). معنای لغوی توسعه خروج از ” لفاف ” است و لفاف همان رسانه های جمعی جامعه سنتی و ارزشهای مربوط به آن است(مرادی،1389).
برخی از ابعاد توسعه درفرهنگ علوم سیاسی، عبارتند از؛ بهبود، رشد و گسترش همه شرایط وجنبههای مادی و معنوی زندگی اجتماعی و فرآیند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی افراد (آقابخشی،1374). واژه توسعه پس از جنگ جهانی دوم و درکنار شور استقلال طلبی کشورهای مستعمره همه گیر شد. رهبران کشورهای تازه استقلال یافته جهان سوم با انبوهی از مشکلات سعی کردند تا با ناسیونالیسم و شور انقلابی مردم، بازسازی را آغاز و فاصله خود را با کشورهای صنعتی کم کنند؛ اما چون، هیچ گونه تجربه ای در این زمینه نداشتند، بار دیگر، متوجه نظریات تئوری پردازان کشورهای صنعتی شدند که هرکدام، راه کاری را ارائه می کردند و تعریف خاصی از توسعه داشتند. یکی توسعه را در گرو بخش کشاورزی و دیگری درصنعت می دانست. گروهی استراتژی صنعتی شدن از طریق جایگزینی واردات و گروهی دیگر صنعتی شدن با جهت گیری صادراتی را مفید می دانستند و خلاصه آنقدر راه حل و پیشنهاد، پیش پای رهبران کشورهای “توسعه نیافته” قرار گرفت که آنها با مشکل انتخاب مواجه شدند و آنقدر تعاریف مختلفی از توسعه ارائه شد که این واژه به تدریج به واژه مبهمی تبدیل شد؛ به طوریکه معنای آن، هم اکنون صرفا به بافت و زمینه ای که در آن به کار می رود، بستگی دارد. با وجود این، واژه توسعه هم اکنون در ذهن عوام و خواص جا افتاده است و همواره از تغییری مطلوب، همچون گذر از ساده به پیچیده، از پست به عالی و از بدتر به بهتر حکایت می کند(رحیمی،1383). به هرحال، مسلم آن است که مفهوم توسعه در دید همگان یکی نیست و هر صاحب نظری، تعریفی خاص از آن ارائه می دهد، ولی منظور همگان در نهایت رسیدن به مرحله ایست که در آن رفاه بیشتری برای انسانها وجود داشته باشد و قطعا این مراحل، پایان پذیر نیست و هر مرحله، مقدمه مرحله بعد خواهد بود(قاسمی،1386).
1.3.2. توسعه و گسترش ورزش
تعاریف مختلفی از مفهوم توسعه ورزش ارائه شده است. البته این مفهوم را می‌توان همان سیاست ورزشی نامید. مفهوم توسعه ورزش بسیار کلی است و می تواند توسعه ورزش را در کلیه سطوح همگانی، نخبه و… در برگیرد. در این بین، سیاست ها و برنامه ریزی های مسئولان ورزشی در هر کشور می تواند جهت گیری‌ها و مفهوم توسعه در هر سطح از ورزش را، پررنگ تر یا کمرنگ تر کند. اما نکته قابل تامل و مورد بحث، تفکیک سطوح توسعه ورزش و میزان توسعه در هر سطح است که غالباً بسیار مشکل بوده و بسیار تحت تأثیر سیاستگذاران و برنامه ریزان ورزش هر کشوری است(بولک45،2006).
“توسعهی ورزش” عبارت است از: فرآیندی که بواسطهی آن فرصتها و موقعیتها، سیستمها و ساختارهای مناسب و ثمربخش فراهم میگردد که بواسطه ی آن مردم قادر خواهند بود در همهی حوزهها و یا در حوزههای خاص ورزشی و یا فعالیتهای تفریحی شرکت کنند و اجرای فعالیتهای ورزشی را تا سطوح مورد نظر و مطلوب خود بهبود بخشیده و ارتقاء دهند(سوتریادو46 و همکاران،2008). ورزش دیگر یک فعالیت تفننی نیست بلکه به یک نیاز اساسی در کشورها تبدیل گردیده است. فوائد مادی و غیرمادی ورزش را نمی توان نادیده گرفت هم از بابت منافع مادی آنی که برای شرکتهای تجاری صنعتی به دنبال می آورد و هم از بابت منافع درازمدتی همچون افزایش سطح سلامت و تندرستی بهره گیری بهتر از نیروی کار و افزایش اشتغال در بخش های ورزشی و غیرورزشی به دنبال می آورد. لذا لازم هست تا دولتها برای بهره گیری از مزایای درازمدت ورزش آن را یک کالای سرمایه ای به حساب آورده و برای رونق آن بخصوص در بخش همگانی توجه لازم را برای پیشرفت آن مبذول دارند(کارتوکولیس و همکاران47،2009).
بنابراین امروزه اغلب کشور های پیشرفته جهان در برنامه ریزی و سازماندهی ورزش کشور خود با دیگر کشور ها رقابت می کنند و به طور مستمر در حال ارائه برنامه های خلاق برای رشد این ورزش هستند. در اروپا حدود 400 میلیون نفر زن و مرد به فعالیت های ورزشی می پردازند که 25 درصد آنان را زنان و 75 درصد را مردان تشکیل می دهند(پریرا و همکاران48،2002). تحقیق و بررسی های موشکافانه در خصوص عوامل موثر بر همگانی نمودن ورزش و ایجاد نگرش مثبت به ورزش در کشور آلمان باعث شد تا تعداد افرادی که در سال 1952 در این کشور ورزش می کردند از 3204005 نفر یعنی 7/6 درصد کل جمعیت کشور، در سال 2000 به 26815717 نفر یعنی 5/28 درصد جمعیت آلمان افزایش پیدا کنند(رولند و هادمن49،2000). در هنگ کنگ تعداد شرکت کنندگان در ورزش از 40 درصد جمعیت در سال 1995 به 45 درصد در سال 1999رسیده است(ساندرسون و همکاران50،2002). توجه دستاندرکاران علوم ورزش دانشگاه های تایلند و بانکوک به ورزش همگانی، موجبات افزایش مشارکت مردم در ورزش همگانی را فراهم آورده است به طوری که در سال 1992 تعدا افراد شرکت کننده در ورزش های همگانی 3/50 درصد جمعیت تایلند بود اما این رقم در سال 1996 به 6/57 درصد و در سال 1999 به 8/58 درصد افزایش یافته است(ساماهیتو51،2002). شواهدی از این دست بسیار است که نشان می دهند رشد و توسعه ورزش در سایه تحقیقات علمی و برنامه ریزی های دقیق امکان پذیر می باشد. ورزش نیاز به ارزیابی و تعیین نقاط ضعف و قوت دارد و همچنین باید مشخص شود که چه عواملی می توانند برای پیشرفت ورزش فرصت یا تهدید باشند.
2.3.2. رویکردهای توسعه ورزش
رویکرد جامعه گرا: در این رویکرد تاکید بر این بوده است که جامعه به سوی ورزش روی آورد. افزایش نشاط و سلامت جسم و روان از آن جمله بوده است. این شیوه در میان کشورهای اروپای شمالی و نیز در آمریکای شمالی رواج داشته است. با رواج ورزش در جامعه امکان پرورش و شناسایی استعدادهای نامزد قهرمانی وجود دارد. به طور مثال یکی یکی از رویکردهای محوری توسعه فوتبال در چین، توجه به فوتبال مبتنی بر جامعه و افزایش مشارکت همگانی و گروه های پایه، نوجوانان و جوانان در فوتبال و جهت دهی آنها به سمت تیم های ملی در رده های مختلف است(نادری نسب،1390).
ورزش مبتنی بر نخبگان: در این رویکرد تلاش بر این بوده است که برتوسعه و ارتقای ورزش برگزیدگان و نخبگان تاکید شود. در واقع توسعه در عرصه ورزش قهرمانی محوریت ویژه داشته است. البته در این میان به رواج ورزش در جامعه نیز مساعدت می شده است. در پاره ای منابع، ورزش در بلوک شرق سابق را از این دسته شمرده اند(داسون و دابسون52، 2006).
توسعه ورزش به مثابه صنعت(اقتصادی): پس از دهه 1950 و بهره گیری ورزش از رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون سبب اقبال بی سابقه جامعه از ورزش شد. در نتیجه ورزش به عنوان کسب و کار، بخشی از جامعه رواج یافت. کسب وکار ورزش نیازمند به مجموعه ای از ملازمات سازمانی، حقوقی و اجرایی بود. در برخی جوامع این ملازمات فراهم شد و ورزش به یک صنعت تبدیل شد. از این رو سهم ورزش در برخی از ملل به حدود 2 تا 3 در صد تولید ناخالص ملی رسید. این دستاوردها سبب شدکه برخی کشورها به توسعه ورزش از منظر توسعه یک صنعت می نگرند و از آن به عنوان وسیله ای برای رونق اقتصادی امید دارند(دلویت و تاچ53، 2007).
توسعه ورزش به مثابه ابزار تربیت عام: اقبال گسترده همگان از ورزش در جوامع پیشرفته صنعتی موجب شده است که ورزش به مثابه تربیت عام در سال های اخیر بسیار پرطرفدار باشد. برای نمونه، اتحادیه اروپایی بر چنین رویکردی تاکید ویژه دارد. در امریکای شمالی نیز ورزش را دین جامعه مدنی قلمداد کرده اند. چنین پنداری نشان از اهمیت جایگاه تربیتی ورزش در جامعه معاصر دارد.
رویکرد سیاسی: ارتقای ورزش موجب زبانزد شدن نام ملت های پیروز در سطح جهان می شود. سرافرازی و افتخار ملی، یکی از عوامل روحیه بخش در میان ملت هاست و دولت ها برای تحقق آن به ملت ها تعهد دارند. حضور افراد سرشناس سیاسی در ورزش، نشان از اهمیت فوتبال به عنوان یک اهرم سیاسی دارد(نادری نسب و همکاران،1390).
رویکرد علمی: عرصه رقابت جهانی بسیار تنگ است، زیرا دوران روی آوردن به رویکردهای سنتی، موردی، مقطعی و تصادفی دیری است سپری شده و به جای آن رویکردهای علمی، فراگیر، پیوسته و سیستمی رواج یافته است. بدون بهر ه گیری از دستاوردهای علمی، فنون و تجارت متراکم سازمان یافته نمی توان موفق بود(نادری نسب و همکاران،1390).
رویکردهای ترکیبی: در واقعیت همواره ترکیبی ازچهار رویکرد بالا در میان ملل و مناطق جهان رواج می یابد. از این رو مطلوب است که به موارد چهار گانه به عنوان نقطه های مرزی رویکردهای توسعه تربیت بدنی و ورزش نگریسته شود (لطفی،1391).
2.3.2. چالش مشارکت دولت ها در توسعه ورزش
اگرچه تمرکز دولت ها در ورزش نسبتا موضوع تازه ای است، اما نگرانی های ملی، منطقه ای و بین المللی در مورد ورزش، موضوع تازه ای نیست. در واقع، ساختارهای اولیه برای مدیریت سطوح مختلف ورزش دارای ماهیت غیرانتفاعی و غیر دولتی بود. اما با حضور پررنگ دولت ها و مشارکت آنها در سیاستگذاری های ورزش در سطوح مختلف، رویکردهای آنها نسبت به تمرکز بر هر کدام از سطوح (آموزشی، همگانی و نخبه) متفاوت بود. مثلا، کانادا نگرانی های خود را با تمرکز بر ورزش نخبه، قرار گذاشت. از طرف دیگر، دولت های اروپایی متعددی به ترویج و توسعه فرهنگ سلامتی از طریق فعالیت های فیزیکی و ورزش روی آوردند. آنها منابع متعددی را برای ترویج برنامه های ورزش همگانی نسبت به توسعه ورزش نخبه و تربیت ورزشکاران نخبه قرار دادند. در ایران، مشارکت دولت مشارکت غیرمستقیم از طریق وزارت تازه تاسیس ورزش و سازمان تربیت بدنی سابق داشته است و هیچگاه به طور جدی، حمایت خود را از سطوح متعدد ورزش به عمل نیاورده است(عیدی و همکاران،1390).
شکل 2. 2 مدل توسعه ورزش و اوقات فراغت
1.3.3.2. چالش توسعه از پایین به بالا در مقابل توسعه از بالا به پایین
در سیاست از پایین به بالا (شکل 2-3) هدف اصلی جلب مشارکت همه مردم و محبوبیت ورزش است. در سیاست از بالا به پایین، روی چند رشته ورزشی برای موفقیت های بین المللی سرمایه گذاری های خاص می شود به این امید که مشارکت ورزشی مردم نیز بیشتر خواهد شد(فارمر54،1996)
شکل 3.2. مدل توسعه ورزش (از پایین به بالا)
به طور کلی برای اثر احتمالی این سیاست یا توسعه از بالا به پایین(شکل2-4)، می توان دو پیش فرض اساسی را مطرح کرد. اول اینکه ورزش سطح بالا (قهرمانی و حرفه ای) سبب توجه رسانه ها و عموم مردم می شود و ورزشکاران و پیروزی آنها نقش یک مدل یا الگو را برای مردم دارد، بنابراین افراد جدیدی جذب باشگاه ها می شوند و رویکرد رقابتی در ورزش های پایه و عمومی نیز، شکل می گیرد. دوم اینکه ورزش نخبه و سطح بالا، می تواند بازدارنده مشارکت عمومی و ورزش همگانی شود، چون شکاف زیادی بین ورزشکاران سطح بالا و ورزشکاران شایسته جدید ایجاد می شود(عیدی و همکاران،1390).
شکل 4.2. مدل توسعه ورزش (از بالا یه پایین)
4.3.2. نیاز برای برنامه ریزی توسعه و پیشرفت در ورزش خاص
با تکامل تدریجی پیشرفت ورزش، هولیهان و وایت55(2002) معتقد است که شمار رو به افزایشی از کتاب ها، گزارشات، تحقیقات، مقاله ها و مدارک در زمینه پیشرفت

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد درموردقرن نوزدهم

دیدگاهتان را بنویسید