پایان نامه ارشد با موضوع قصاص، قانون مجازات، طلاق

وارده در خصوص قصاص بطور مطلق مطرح شده اند و هیچ قیدی ندارند یعنی حتی در آن جایی که در مقام بیان شرایط قصاص بوده اند اما قیدی تحت عنوان مسلمان بودن مقتول مطرح نکرده اند.
از جمله آیات مربوطه آیه 45 سوره مائده است که در آن شرط قصاص را نفس در مقابل نفس دانسته است و نیز در آیه 178 سوره بقره نیز حر را در مقابل حر قرار داده است و یا در سوره اسرا آیه 33 می فرماید : “و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطانا” که باز هم بطور عموم هر ولی دم مقتول را (اعم از آنکه کافر باشد یا مسلمان ) صاحب و دارای “حق قصاص” دانسته است.
و در سوره مائده آیه 32 نیر می فرماید: “من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً و…” که در اینجا نیز قتل یک نفر را به منزله قتل همه مردم دانسته است و قیدی ندارد که بتوان از آن شرط مسلمان بودن یا مسلمان نبودن را استنباط کرد. بدین ترتیب با اطلاق این آیات بایستی روایات مخالف قرآن را طرح نمود.بله اگر فقط یک دسته روایات مقید وارد نشده بود می گفتیم که اطلاق قرآن را تقیید می کنند اما در تعارض روایات آنچه عقلانی است تساقط ادله متعارض و حاکمیت اطلاق آیات می باشد.
ثالثا : شیخ صدوق از فقهای بزرگ چنین فتوا داده است که مسلمان در مقابل کافر قصاص می شود و فقط باید تفاضل دیه را اولیای مقتول به خانواده مسلمان پرداخت نمایند. که با لحاظ قانون برابری دیه در صورتی که به نظر شیخ صدوق عمل شود پرداخت تفاضل دیه منتفی است.
در هر صورت به نظر می رسد نظر فقها مبنی بر عدم قصاص قتل مسلمان بیش تر اجتهاد باشد تا مبتنی بر آیات و روایات و به این جهت قابل استناد نیست و شاید از همین روست که در قانون مجازات هیچ اشاره ای به لزوم تساوی در دین نکرده است.97
البته برخی گمان کرده اند که مفهوم ماده 207 در این موارد قابل استناد است که گفته است هرگاه مسلمانی کشته شود قاتل قصاص نمی شود ولی اشکالی که وارد است این است که مفهوم وصف از نظر اصولی حجت نیست و بلکه اصلا وصف مفهوم ندارد و لذا این ماده قانونی قابل تمسک نیست و باید گفت که قانون ساکت است.98
مبحث هفتم-آزادى مراسم مذهبی اقلیتهای دینی از منظر حقوق اسلامی
از جمله آزادى‌هایى که براساس اصل آزادى مذهبى براى اقلیت‌هاى مذهبى متعهد مانند یهود و مسیحى و زرتشتى در سراسر کشور اسلامى منظور مى‌گردد آزادى شعار مذهبى ، حق انجام مراسم مذهبى و عبادات و سایر امور مربوط به مذهب گروه‌هاى نامبرده است. آنان مى‌توانند با استفاده از این حق مشروع در مراسم مذهبى مخصوص از آزادى و امنیت کامل برخوردار گردند و براساس کسب چنین امتیازى که مسلمین ناگزیر از اعطا و مراعات آن مى‌باشند. اقلیتهاى مزبور مجازند به طور انفرادى و یا دسته‌جمعى در معابد واماکن مقدسه خود مراسم مخصوص خویش را بپا دارند و کسى حق تعرض به آنان را نخواهد داشت. 99
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با الهام از تعالیم اسلام در اصل ?? مقرر می دارد : ” مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند این ها سبب امتیاز نخواهد بود “. اصل بیستم نیز به طور عام و بدون اشاره به نژاد یا زبان خاصی مقرر می دارد : “همه ی افراد ملت ، اعم از زن و مرد ، یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند “. از بند ? ، ? و ?? اصل سوم قانون اساسی نیز می توان تساوی عموم افراد ملّت را با صرف نظر از تعلق آنها به اقوام، نژادها و زبان های مختلف استنباط کرد. به موجب اصل مزبور وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران عبارت است از … ? – مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش ? – رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی … تأمین حقوق همه جانبه ی افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون. ماده ?? قانون کار در رعایت مساوات در تعیین دستمزد مقرر می دارد: … تبعیض در تعیین میزان مزد بر اساس سن، جنس، نژاد، قومیت و اعتقادات سیاسی و مذهبی ممنوع است.قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با پیروی از تعالیم اسلام و سیره ی نبوی ضمن به رسمیت شناختن اقلیت های دینی آنها را در انجام مراسم دینی و عمل بر طبق آیین خود در احوال شخصیه و تعلیمات دینی آزاد گذاشته است . اصل سیزدهم در این خصوص مقرر می دارد : ” ایرانیان زرتشتی ، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می کنند.100 چنانکه ملاحظه می شود در اصل مزبور به آزادی انجام مراسم مذهبی تصریح شده است و پیروان ادیان مزبور در عمل نیز دارای کلیساها، کنیسه ها و آتشکده های مختلف در کشور هستند. اصل چهاردهم نیز در خصوص اجرای عدالت اسلامی و رعایت اخلاق حسنه نسبت به آنها مقرر می دارد : به حکم آیه شریفه لا ینهیکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبرّوهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین(ممتحنه/ ? ) دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق همه کسانی اعتبار دارد که بر ضدّ اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند”. با توجه به این اصل، در سال ???? قانون رسیدگی به دعاوی مطروحه راجع به احوال شخصیه و تعلیمات دینی ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تصویب شد که به موجب آن قضات دادگاه ها باید در دعاوی مربوطه طبق قواعد مسلّم مذهبی آن ها موضوع را فیصله دهند.علاوه بر این، در مواردی که امری که مطابق مذاهب مزبور جرم نباشد مقررات کیفری در قانون مجازات اسلامی در مورد آن ها اجرا نمی شود. به عنوان مثال، با این که شرب خمر به موجب ماده ??? قانون مجازات جرم بوده و به موجب ماده ??? مستوجب هشتاد تازیانه است، طبق تبصره ماده مزبور ” غیر مسلمان فقط در صورت تظاهر به شرب مسکر به هشتاد تازیانه محکوم می شود.101
در پایان لازم به ذکر است که غیر از سه اقلیت دینی که به رسمیت شناخته شده اند، در عمل مذاهب دیگری در کشور وجود دارند که قانون اساسی آن ها را به عنوان دین نمی شناسد و دولت تعهدی بر شناسایی و اجرای قواعد و مقررات مذهبی آن ها ندارد. در خصوص این دسته از افراد می توان گفت آنان حق انجام مراسم مذهبی را به صورت جمعی و علنی ندارند ولی با توجه به ممنوع بودن تفتیش عقائد، نمی توان آن ها را به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد ( اصل ?? ). آنان از شهروندان دولت ایران محسوب می شوند و با توجه به قانون اساسی جان، مال و مسکن آن ها از تعرض مصون است. امام خمینی پیرو سؤالی که در سال ???? از سوی شورای عالی قضایی در مورد نحوه ی اعمال مجازات در مورد غیر مسلمانان ساکن ایران اعم از اهل کتاب و غیر اهل کتاب به عمل آمده بود، فرمودند: ” کفار مزبور در پناه اسلام هستند و احکام اسلام مانند مسلمان های دیگر در باره آن ها جاری است و محقون الدم بوده و مالشان محترم است.
در زمان پیامبر یهود و نصاری از اقلیت های دینی بودند که در سرزمین‌های اسلامی زندگی می کردند و به آن ها اهل ذمه می گفتند. هر چند از نظر اسلام دین حق و توحید باید سراسر عالم را فرا گیرد و هر انسانی مسؤول است که با درک و اندیشه خود به مبدأ و قیامت ایمان بیاورد هرگز پیروان سایر ادیان را به پذیرش دین اسلام اجبار نمی نماید. خداوند در قرآن می فرماید: ” لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی ” ( بقره / ??? ) هیچ اجباری در دین نیست و راه هدایت و رستگاری از راه ضلالت و گمراهی مشخص شده است. در شأن نزول آیه ی مزبور آمده است هنگامی که در سال چهارم هجری یهود بنی نضیر که به لحاظ نقض پیمان و خیانتی که نسبت به پیامبر اسلام (ص) کردند ناگزیر به ترک محل خود شدند در بین آن ها جوانانی از برخی خانواده‌های مسلمان وجود داشتند که یهودی بودند و می خواستند با آن ها بروند. خانواده‌های آن ها مانع شدند و آن ها را ملزم به اسلام آوردن کردند و آیه فوق نازل شد (المیزان/ ? / ??? ). در آیه ?? سوره یونس نیز آمده است و لو شاء ربک لآمن من فی الارض کلهم جمیعا أ فأنت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین ” اگر خداوند بخواهد تمام ساکنین زمین ایمان می آورند آیا می خواهی مردم را مجبور کنی تا ایمان بیاورند؟102 بر اساس این تعالیم بود که پیامبر حتی کنیز خود ریحانه را که یک یهودی بود وادار به پذیرش اسلام نکرد. او بر دین خود باقی ماند تا آن که به دلخواه خود مسلمان شد .103
پیامبر نه تنها پیروان سایر ادیان را وادار به پذیرش اسلام نمی کرد بلکه هرگز اجازه اذیت و آزارِ آنها را نمی داد. حتی در روایات آمده که آن حضرت فرمود: ” هرکس ذمی را بکشد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد ” و ” هر کس شخصی را که در پناه اسلام است به ناحق بکشد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد”. همچنین فرمود : ” هر کس به انسانی که در پناه اسلام است ظلم کند و او را کم انگارد و بیش از طاقتش بر او تکلیف کند یا چیزی را بدون رضایت از او بگیرد من روز قیامت در برابر او خواهم بود و علیه او سخن خواهم گفت امام سجاد(ع) در رساله الحقوق در خصوص حق اهل ذمه از پیامبر خدا ( ص ) نقل می کند که آن حضرت فرمود . هر کس به انسانی که در پناه اسلام است، ظلم کند من دشمن او خواهم بود. این سخنان و رفتار های کریمانه پیامبر بود که به اهل کتاب جرئت می بخشید او را به پیروی از دین خود دعوت نمایند. در نشستی که بزرگان یهود و نصاری با پیامبر داشتند عبدالله بن صریا یهودی خطاب به آن حضرت می گوید : ” ای محمد ، هدایت همان است که ما بر آنیم تو هم از ما پیروی کن تا هدایت شوی . مسیحیان نیز همین سخن را تکرار کردند. در این جا بود که این آیه نازل شد : و قالوا کونوا هوداً او نصاری تهتدوا قل بل مله ابراهیم حنیفا و ما کان من المشرکین .104
با این توضیحات به نظر می رسد که حقوق اسلام توجه و احترام ویژه ای را نسبت به مقدسات و اعتقادات سایر ادیان الهی قائل شده است. موضوعی که حتی به گشوده شدن سرفصل مهمی در مباحث حقوقی اسلام، تحت عنوان حقوق اقلیت های دینی شده است.105
مبحث هشتم-دیه غیر مسلمان در فقه امامیه
دیه ذمى، چه یهودى و چه نصرانى و چه مجوسى، هشتصد درهم و دیه زنان ایشان نصف آن است.
در پاره اى از روایات آمده است که دیه یهودى و نصرانى و مجوسى همان دیه مسلمان است و در برخى دیگر از روایات، دیه یهودى و نصرانى چهار هزاردرهم تعیین شده است. شیخ طوسى این دو دسته از روایات را بر مواردى حمل کرده است که قاتل عادت به قتل اهل ذمه داشته باشد، از این رو امام دیه را به میزانى که صلاح بداند تغلیظ مى کند تا جرات بر این کار را از میان بردارد.
صاحب جواهر در شرح قسمت اول از سخن شرایع مى گوید:
در این مساله اختلاف در خور توجهى میان فقهاى ما وجود ندارد، بلکه در کتاب هاى خلاف و انتصار و غنیه و کنز العرفان،اجماعى شمرده شده است، علاوه بر این، روایات معتبر فراوان اعم از صحیح و غیرصحیح اصطلاحى که به حد استفاضه رسیده است نیز در این مورد وجود دارد.() هم او در تعلیقه بر بخش دوم سخن شرایع مى نویسد:
هرگاه قاتل، عادت به قتل اهل ذمه داشته باشد، امام مى تواند به صلاحدید خود، قاتل را به پرداخت دیه کامل مسلمان یا پرداخت چهار هزار درهم ملزم کند. اما نسبت به کسى که به ندرت مرتکب قتل ذمى شده، بیش ازهشتصد درهم بر او نخواهد بود. او بر این سخن خود به این روایت موثقه سماعه استدلال کرده است.106
هذا شیء شدید لایحتمله الناس

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد با موضوعدانش آموزان، توسعه ورزش، دانش آموز

دیدگاهتان را بنویسید