NLP مرز بین مثبت اندیشی علمی و واقع نگری ست. نه انگیزشیِ کاذب!

NLP مرز بین مثبت اندیشی علمی و واقع نگری ست

با بحث جذاب نقشه و سرزمین درس رو پی می گیریم

مسئله اینه: نقشه چیه و سرزمین کدامه؟ ما باید بدونیم که NLP مرز بین مثبت اندیشی علمی و واقع نگری ست نه انگیزشی کاذب!

گفتیم که نقشه، طرح ذهنی و برداشت شخصی ما از محیط پیرامونه و سرزمین، دنیای دور و بر ماست که قراره در اون محیط به هدفمون برسیم

تا وقتی که بین این دو، هماهنگی لازم برقرار نشه ما به هدف مون نمی رسیم! ذهن ما در سه قالب اطلاعات رو از محیط دریافت کرده و ذخیره می کنه! “تصویر، احساس، صدا (کلام)

اما در بین این سه، تصویر خیلی خیلی مهمه
تصویر به ذهن ما فرمون میده
ما باید تلاش کنیم از هر موضوعی که در دور و بر ماست تصویر درست و دقیقی داشته باشیم تا به اهدافمون نزدیک تر شیم! در NLP ما به همون اندازه که به مثبت اندیشی علمی و تغییرات سریع فردی، فکر میکنیم به واقع نگری هم باور داریم
و ً سبک تدریس من هم فقطً آموزشی ست! از انگیزه و هیجان کاذب خبری نیس

چیکار کنیم؟ چیجوری تغییرات لازم رو انجام بدیم تا به شرایط مطلوب برسیم؟

عزیزان من، ذهن ما بسیار قدرتمنده
و حقیقتاً به هر اون چیزی که ما می خوایم میتونیم برسیم
اما در عین حال می خوایم بین مثبت اندیشی و واقع نگری تعادل منطقی و پایدار بسازیم

  • نقشه هامون رو پیدا کردیم، اگه خوبه بهترش کنیم و پیشرفت دهیم
    اگه خوب نیس عواملی که موجب نارضایتی هستن رو برطرف کردن می کنیم
    چیجوری؟

یک مثال: یک دیدگاه بسیار باحال رو براتون توضیح میدم:

مطلب مشابه :  اضطراب رایانه و اثر ان بر یادگیری علم آموزان

یک آقا می گفت تصویر من اینه: یک مروارید که در صدف مخفی شده و اون صدف در قعر اقیانوس قرار داره
فشار شدیدی رو تحمل می کنه اما در عین وجود این فشار، بعضی وقتا به سختی باز می شه و مروارید دروون خود رو رو می کنه
در اون لحظه توجه دور و بریا رو جلب می کنه
اما همین که دورش جمع می شن دوباره بسته می شه و مردم هم پراکنده می شن! اون تصویر دقیقی از خود ارائه داد
زندگی واقعی اونم همینگونه بود

در هر جمعی که قرار می گرفت تا مدتا ساکت بود اما یهو مطلبی، شعری یا جمله ای می گفت که همه رو متحیر می کرد و به تشویق وا می داشت! وقتی که از آن می خواستن ادامه بده در گلو و روی سینه اش فشار شدیدی احساس می کرد و نمی تونست به حرفهای زیبایش ادامه بده
دور و بریا هم دوباره اونو آزاد کرده و به بحثای معمولی خود ادامه می دادن!

من چه راه حلی پیشنهاد کردم؟

به اون گفتم: به هر شکل ممکن، این صدف باید خود رو به سطح آب برسونه تا از آن فشار سنگین آزاد شه
و پس بتونه راحت مفتوح شه
و مروارید داخل خود رو به مدت طولانی رو کنه
راه حل پیشنهادی خودت چیه؟

اون گفت: یک جریان مارپیچ مثل، از کف اقیانوس شروع شه و منو با خود به سطح آب برسونه
من هم در حالت آلفا همین کار رو براش انجام دادم و اون از اینکه به سطح آب رسید احساس سبکی و راحتی می کرد

مطلب مشابه :  پیامدا وعوامل مؤثر بر روش‌های پرورش بچه

حالا در زندگی عادی چیجوری رو شد؟

من به اون گفتم: شما که اشعار خوب میدونید و سخنان بزرگان رو حفظ هستین صدای خود رو ضبط کنین و در مواقع مناسب، در جمعایی که حاضر میشین یک شعر یا سخن مناسب از خود پخش کنین‍! و اون اینجور کرد
اما حالا، احتیاجی به ضبط صداش نداره

خیلی راحت می تونه روی هر جمعی اثر بزاره و قابلیتای خودشو رو کنه
، اون جریانی که در تصویر ذهنی اون قرار بود اونو به سطح آب برسونه محرک اولیش خودش بود
و راه حل ضبط صدا در دنیای واقعی همون جریان مارپیچی در تصویر دیدگاه اون بود!

دوستان خوبم؛ این یکی از قشنگترین مثالای واقعی و تقریباً کامل بود و درس رو به شکل این مثال توضیح دادم
این خود شما هستین که باید با کمک ضمیر ناخودآگاه خود، تصویر دیدگاهتون رو پیدا کنین و بازم این خود شما هستین که باید تشخیص بدین چه عامل یا عواملی مزاحم و مانع تون هستن!

ولی بخش آخر که حذف یا تغییر عامل یا عوامل مزاحم هست معمولاً به وسیله یک متخصص ذهن و یک مشاور انجام می شه
البته خود شمام با روشای خلاقانه می تونین این کار رو انجام بدین!

اینجا، در همین کلاس، کامل ترین منبع شناخت کارکرد ذهن و و ضمیر ناخودآگاه رو به شما تدریس می کنم
چیزی که می گم حاصل ۶ سال تدریس و مشاوره، مطالعه و تحقیق، و از همه مهمتر، تجربه س
در جلسات آینده می گم که چیکار کنین تا ضمیر ناخودآگاه خودش روشای خلاقانه به شما پیشنهاد کنه

[تعداد: ۹    میانگین: ۳
۲/۵]

دیدگاهتان را بنویسید