منبع تحقیق درمورد استان خراسان، روزنامه اطلاعات، شعر عاشقانه

دانلود پایان نامه

سرزمین کهنسال و فرهنگ دیرپای آن همچون دو بال یک پرنده برای پرواز بوده اند، ولی موسیقی فی نفسه از شعر بی نیاز است چون شعر است که محتاج موسیقی است. موسیقی خونی است که در رگ های شعر جریان دارد و جانی است که در جسم کلام جاری می شود. اما هرگاه این دو ( شعر و موسیقی ) با هم اتفاق کرده اند زیبایی و تأثیر آن دو، بر دل های بی قرار و شیفته به حد کمال رسیده است. موسیقی باید به طرزی زیبا و جذاب، بیانگر مفاهیم شعر باشد. “
( روزنامه اطلاعات، سال 56 به نقل از مطلق، کاظم – عابدینی، مهدی 228:1383 )

در رابطه با شعر و موسیقی برخی بر این عقیده اند که: آنچه مهم است، شعر و مفاهیم مختلف آن است و موسیقی باید در اختیار کلام قرار گیرد. گروهی دیگر معتقدند که شعر فرع است و باید تابع روند موسیقی باشد.
استاد حسین دهلوی می گوید:
” در مواردی ممکن است بنا به ضرورت، ویژگی ها و نیازهای یکی از این دو هنر بر دیگری ترجیح داده شود، ولی از نظر کلی بهتر است که در حد امکان خصوصیات و زیبایی هر دو هنر در نظر گرفته شود. به ویژه در زمینه قطعات موسیقی ایرانی که شنونده علاقه مند است ضمن برخورداری از موسیقی زیبا، با آواز و کلمات شعر نیز ارتباط برقرار کند. ” ( دهلوی، حسین، 230:1379 )
با عبور از این مقدمه به اهمیت و هماهنگی آوازی با مفهوم شعر که اساس این پژوهش و پایان نامه را تشکیل می دهد پی می بریم. لذا پژوهشگر جهت تبیین و توضیح بیشتر مطالبی را از استاد حسین دهلوی که در کتاب پیوند شعر و موسیقی تحت عنوان هماهنگی موسیقی آوازی با مفهوم شعر بیان شده است عیناً ارائه می دهد تا بر اهمیت تلفیق شعر و موسیقی صحه بگذارد.

2-4-1 هماهنگی موسیقی آوازی با مفهوم شعراز زبان استاد حسین دهلوی
یکی از موارد حساس و قابل توجه در پیوند شعر و موسیقی آوازی، انتقال و انعکاس مفاهیم شعر در آواز است. ملودی آوازی باید با معنای کلام هماهنگ باشد و شعر و موسیقی از لحاظ بیان اندیشه هر دو یک فکر و یک احساس را بیان کنند. در زیر به مواردی در این باره اشاره می شود:
1- اگر کلام شادی آور یا غم آلود است، لحن موسیقی هم باید گویای همان حالت و احساس باشد. اگر ناصحانه است، موسیقی هم باید پندآمیز باشد. اگر کلام خشن و دردناک یا فریاد مظلوم و دردمندی است، موسیقی هم باید همان حالت را توصیف کند. هر دو هنر باید از نظر مفاهیم احساسی یکدیگر را تأیید کنند. اگر شعر عاشقانه و تغزلی است یا رزمی و دارای پویایی قوی ملی و میهنی است، موسیقی هم باید با همکاری آواز و ارکستر همان خصوصیات و حالات را نشان دهد. برای مثال، چنانچه شعر زیر مورد نظر باشد:
تو ای نامور، میهن پاک ما ی

گران مایه و پرگهر خاک ما ی
(فرودسی).
مطمئناً نمی توان آواز غمناکی برای آن در نظر گرفت. در مقابل، اگر معنا و مفهوم شعر زیر را در نظر بگیریم:
اگر دردُم یکی بودی چه بودی ی

و گر غم اندکی بودی چه بودی ی (باباطاهر)
بی شک این گونه مفاهیم غم آلود را که از درد و اندوه سخن دارند، باید در گوشه ی غم انگیز یا فضایی مشابه آن به کار بُرد. همچنین، شعر عرفانی را نمی توان با موسیقی طرب انگیز نامناسبی همساز کرد. در ضمن باید در نظر گرفت که کلام ساده است یا وزین. البته بهتر است که در حد امکان کلام برای ترکیب با موسیقی آوازی بی پیرایه و به ویژه از کلمات دور از ذهن، مهجور و دشوار به دور باشد؛ زیرا معمولاً ترکیب شعر با آواز به وضوح شعر در گفتار نیست و اگر کلمات هم سنگین، مهجور یا دور از ذهن باشد بی شک فهم آن مشکل تر خواهد شد.
یخچه2 بارید و پای من بفسُرد3 ی
اَیا4 سروبُن5 در تک و پوی آنم

وَرغ6 بربند یخچه را ز فلک ی (رودکی) .که فَرغند7 آسا به پیچم به تو بر . (رودکی)
چنانچه به سبب وجود کلمات سنگین و دور از ذهن تصمیم به کنار گذاشتن ابیاتی گرفته شود، باید توجه کرد که از نظر معنا و مفهوم، گسستگی پیش نیاید و در صورت لزوم با اهل ادب مشورت شود.
2- آهنگساز باید ریتم موسیقی آوازی را از وزن کلمات شعر، و ملودی آوازی را از فراز و نشیب تکیه ی کلمات به دست آورد که در هر مورد توضیحات لازم داده شده است. اینک باید اضافه شود که موارد احساسی موسیقی نیز باید از مفهوم شعر گرفته شود. بدین منظور، شعری که انتخاب می شود ابتدا باید به معنا و مفهوم آن توجه کافی بشود تا بتوان مقام و لحن موسیقایی مناسب آن را در نظر گرفت.
3- با توجه به ریتم کلام و نیز معنا و حالت شعر می توان میزان بندی و حتی سرعت قطعه و نیز حالات (نوانس) آن را در نظر گرفت. به همین جهات، به طور مکرر توصیه شده است که به معنای شعر کاملاً توجه شود.
4- بجز رعایت حالات حزن و اندوه، شادی و دیگر عواطف انسانی، با توجه به معنا و مفهوم شعر باید کامل یا ناتمام بودن معانی در بیت ها را نیز در موسیقی آوازی منعکس کرد. برای مثال، چنانچه شعر از نظر معنا در بیتی ناتمام بماند نمی توان موسیقی آوازی را بر روی بن مایه (تونیک) فرود آورد، چون در این صورت هماهنگی لازم بین شعر و موسیقی آوازی از بین می رود. بنابراین از این دیدگاه نیز باید هماهنگی کامل بین شعر و موسیقی آوازی وجود داشته باشد.
5- چنانچه شعر و موسیقی هر دو از نظر بار فرهنگی در حد مطلوبی از تعالی باشند، ولی ارتباط
و هماهنگی آن ها سست باشد، به طور حتم نتیجه ی خوبی به دست نخواهد آمد. شعر زیبا و موسیقی پراحساس پیوند خوب و صحیحی را می طلبد تا نتیجه ی مورد نظر حاصل شود. اگر شعر رزمی را در ضرب های سنگین و کشیده منظور کنیم یا برعکس، شعر غم آلودی را با ضربه های تند و طرب انگیز به کار بریم، هماهنگی لازم با مفهوم شعر ایجاد نشده است. برای مثال اگر بیت زیر را در نظر بگیریم:
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا ی

چون کنم دل به چنین روز دلدار جدا؟ ی (امیرخسرو دهلوی)
با توجه به این که در شعر یاد شده از اشک و جدایی صحبت می شود، حتی اگر آن را بدون ملودی هم در میزان بندی به صورت گفتاری ریتم خوانی کنیم، برخلاف مفهوم غم آلودش حالت طرب انگیزی را القا خواهد کرد که این موضوع از نظر پیوند شعر و موسیقی آوازی نقص بزرگی محسوب می شود. به همین ترتیب، اگر شعر زیر را که مفهومی غم آلود دارد در میزان بندی با سرعت نسبتاً تند به کار بریم:

اگر دردُم یکی بودی چه بودی ی

و گر غم اندکی بودی چه بودی ی (باباطاهر)
بی شک ارتباط صحیحی بین شعر و موسیقی آوازی انجام نشده است. حال اگر میزان بندی آن را تغییر دهیم و در میزان سه ضربی سنگین منظور کنیم، ضمن این که نارسایی یاد شده مرتفع می شود، میزان بندی مناسبی نیز برای شعر مزبور در نظر گرفته شده است.
بدین ترتیب روشن می شود که انتخاب میزان بندی و سرعت مناسب آهنگ تا چه حد در ارتباط صحیح بین شعر و موسیقی آوازی نقش حساسی را برعهده دارد.
6- گاهی ممکن است در کارهای صحنه ای، کلام تا حدودی طنز آمیز و حالت مزاح داشته باشد که باید این حالت در موسیقی آوازی نیز نشان داده شده شود. برای مثال در اپرای مانا و مانی (برای کودکان) در صحنه ی هشتم، گرگ با آواز خود اظهار قدرت نمایی می کند و از این که بره ای را به چنگ آورده است با خنده همراه با کلماتی، شادی خود را برای بچه هایش ابراز می کند .
7- لازم به یادآوری است، در شرایطی که شعر بر روی موسیقی آوازی سروده می شود، موارد یاد شده باید از طرف شاعر رعایت شود؛ بجز مواردی که به موسیقی مربوط است.
به طور کلی می توان گفت که آهنگساز باید خود به درستی حالات و لطایف شعر را درک کند تا بتواند آن را به موسیقی آوازی درآورد. خواننده هم باید ضمن فراگیری موسیقی تصنیف شده، با زیر و بم معنای شعر، کاملاً آشنا شود و آن را با بیان واضح آوازی و با حالتی مرتبط با معنا و مفهوم شعر به بیننده و شنونده منتقل کند. “

4-3 بررسی ادبی و موسیقیایی هفت اثر از آثار استاد محمدرضا شجریان
4-3-1 آلبوم شب سکوت کویر
– دستگاه: شور محلی
– تنظیم، تدوین و آهنگساز: کیهان کلهر
– کیهان کلهر: کمانچه، سه تار
– اردون کامکار: سنتور
– بیژن کامکار: دف، دایره
– مرتضی احیان: تنبک
– بهزاد فروهری: نی
– همایون خسروی: ویولن سل
– استاد مرحوم حاج قربان سلیمانی: دوتار
– استاد علی آبچوری: قوشمه
– سال اجرا: 1376
– سال انتشار: 1377
دستگاه شور یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است.
به گفته جنیدی: “دستگاه شور با گوشه هایش به ویژه دشتی و افشاری، غم و اندوه می آورد و سراسر، داستان راستانی است که زیر خم کمند روزگاران به ناچار پشت دو تا کرده اند و اشک گرم بر خاک سرد می ریزد.” (جنیدی، 1372: 220 به نقل از رفیعی 1387: 252)
طبق تعریف استاد مجید کیانی دستگاه شور آغاز شب است و آوازهای آن ادامه راه و این اغاز هستی و آفرینش است. تلاش است، جستجو است و طلب. (مقام طلب در هفت وادی عشق) (http://pa.wikipedia.org/wik)
این اثر که آهنگسازی آن از کیهان کلهر می باشد، به نوعی شوری است که براساس نغمه های محلی استان خراسان ساخته شده است، نغمه های محلی کویر، حال و هوا و رنگ و بوی آواز دشتی را دارند که استاد شجریان در این اثر به واسطه ی هماهنگی با روح کویر از نغمه ها استفاده کرده است و به خوبی اجرا نموده است، گوش کویر قطعاً پر است از این نغمه ها و اگر قدرت شنیدن آواز کویر و دشت های سوزان آن را می داشتیم همین نغمه های پرسوز و گدازی را می شنیدیم که استاد شجریان در این اثر زیبا، به زیبایی اجرا کرده است. به همین دلیل به نظر می رسد که بتوان بر این اثر نام (شور دشت) را گذاشت.

آواز: دوبیتی
کلام: بابا طاهر
شب، سکوت، کویر
مشخصات عروضی:
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
نکته ی جالب توجه و مهمی که در آوازهای محلی و دو بیتی خوانی های مناطق و نواحی کشور ایران وجود دارد، این است که این نغمه ها به لحاظ ترکیب بندی، تفاوتی با ردیف خوانی دستگاهی دارند و آن این است که در آواز دستگاهی، خواننده از درآمد شروع می کند و به ترتیب گوشه های بعدی را اجرا می کند و به اوج می رسد و مجدداً از اوج کم کم فرود می آید تا به نُت پایانی دستگاه مورد نظر می رسد. اما در آوازهای محلی و علی الخصوص دو بیتی خوانی ها، به این صورت عمل می شود که خواننده اغلب یک گوشه را اجرا می کند، ممکن است براساس درآمد باشد و شاید هم، یکی از گوشه های دیگر دستگاه و یا متعلقات آن، مثلاً: گوشه ی (سلمک)، یا چوپانی و یا دشتستانی و … آنچه مهم است این است که در یک گوشه و شاید فرازی دیگر، به شکلی بسیار متنوع ،آنچنان اجرا می شود که شنونده نه تنها احساس خستگی و تکرار نمی کند ؛ بلکه عمیقاً تحت تأثیر قرار می گیرد و سرشار از لذت می شود. آوازهای آقای شجریان در این آلبوم نمونه بسیار زیبایی
است از محلی خوانی و دو بیتی خوانی براساس نغمه های مناطق و نواحی استان خراسان. یکی دیگر از ویژگی های این آلبوم، حضور پررنگ عنصر خیال در سرتاسر متن آن است و از طرفی، به لحاظ تصویرسازی بسیار ارزشمند است، همانگونه که از اسم و عنوان آلبوم بر می آید تصویر و خیال عناصر لازم و ضروری آن می باشند. سه کلمه ی “شب، سکوت و کویر” واژه هایی هستند که برای بیان حالت و چگونگی و کیفیت آنان لازم است که موسیقی آن به گونه ای ساخته شود که به راحتی کیفیت آن واژه ها در ذهن و ضمیر شنونده تصویرسازی شوند. وجه تمایز این اثر با بسیاری از آثار موسیقی ایرانی همین نکته است.
عنصر خیال و تصویر در شعر و ادبیات ایران یکی از اصول ضروری آن است، که در طول تاریخ، شعرای بزرگ و ارزشمند کشورمان به خوبی از عهده سرودن اشعار خیال انگیز و مصور بر آمده اند، از رودکی و فردوسی و منوچهری تا حافظ و سعدی و در نهایت شعرای معاصر، اعم از شاعران شعر نیمایی تا سپید و آزاد، به عنوان نمونه: این مثنوی مولانا جامی:
دید مجنون را یکی صحرا نورد صفحه اش از ریگ و انگشتان قلم گفت ای مفتون شیدا چیست این؟ گفت مشق نام لیلی می کنم چون میسر نیست، ما را کامِ او .

در میان بادیه بنشسته فرد پشت هم یک حرف را می زد رقم می نویسی نامه سوی کیست این؟ خاطر خود را تسلی می کنم عشقبازی می کنم با نام او .

و نمونه ی دیگر از حافظ بزرگ (لسان الغیب):
دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم روی نگار در نظرم جلوه می نمود

نقشی بیاد خط تو بر آب می زدم وز دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم .
اما به نظر می رسد که علی رغم موفقیت شعرای بزرگ ایران در این زمینه، متأسفانه کمتر در زمینه آهنگسازی و خوانندگی، شاهد و شنونده ی این نوع موسیقی می باشیم و فقط و به ساختن یک ملودی بر روی شعر، کلامی و یا بدون کلام بسنده شده است. اما این آلبوم هم به لحاظ آهنگسازی و شعر، هم به لحاظ خوانندگی ،اثر زیبا و موفقی می باشد،که کاملاً تصویر کویر را در سکوت و تیرگی شب، همراه با نغمه ها و آواهای محزون و غم انگیز و عاشقانه های دل انگیز عشاق سینه چاک، که بسی لیلی تر از لیلی و مجنون تر از مجنونند، می بینیم و می شنویم.
استاد شجریان همچون بازیگر عاشق، ماهر و کهنه کاری که تمام خواسته و مقصود کارگردانش را مو به مو ایفا می کند، با اشراف بر شعر و موسیقی و آواز، و با بهره گیری از نکته دانی و خلاقیت خود در اجرای این اثر، نه تنها در اجرای ترانه ها و تصنیف های آن، بلکه در اجرای آوازهای این اثر که علی الاصول بر عهده ی خود

دیدگاهتان را بنویسید