عملکرد جنسی

در بیش از یک قرن گذشته به بررسی پیش بینی کننده های عوامل اختلال در روابط زناشویی پرداخته شده از جمله این عوامل چگونگی عملکرد جنسی در روابط زناشویی است. در یک ازدواج سالم وجود رابطه جنسی مطلوب به نحوی که بتواند موجب تامین رضایت طرفین شود، نقش بسیار مهم و اصلی در موفقیت و پایداری کانون خانواده دارد. فروید، به عنوان بنیان گذار نظریه روانکاوی، میل جنسی را امری طبیعی و فیزیولوژیک می‌دانست که اساس نیازهای انسانی است (فروید، 1953 ، ترجمه دهکردی و همکاران، 1389). به عقیده مزلو برآورده نشدن این نیاز تعالی انسان را به شدت آسیب پذیر می کند. (اکبری و کیقبادی، 1388).

از طرف دیگر، روابط جنسی شکل دهنده بخشی از ادراکات مهم زوجین از یکدیگر است که تداوم بخش ازدواج هستند (کرویسنی[1]، 1953، ترجمه دهکردی و همکاران، 1389). مسترز و جانسون[2] اولین کسانی بودند که به طور علمی به مطالعه سیستماتیک رفتارهای جنسی انسان پرداختند. آن ها مولفه های جنسی را میل جنسی، تهییج یا تحریک، ارگاسم و فرونشینی می دانند (مسترز، 1966، ترجمه دهکردی و همکاران 1389).

کوپک، کرلی و دیگران[3] (1992)، کیفیت روابط 47 زوج دارای فرزند و بدون فرزند را بر اساس روابط رضایت بخش بین فرد و همچنین روابط جنسی مورد بررسی قرار دادند، دریافتند که زوج های دارای فرزند از نظر میزان روابط جنسی در سطح رضایت بخشی قرار داشته و بدین ترتیب از سطح رضایت بالاتری از زندگی برخوردارند (به نقل از مولوی، 1381).

11– بهداشت روانی و جسمی

ویژگی هایی نظیر افسردگی، آشفتگی فکری، ملال ذهنی، ناسازگاری خانوادگی، افکار گزند و آسیب بیگانگی عاطفی و مشکلات خانوادگی با ورود در فرایندهای ارتباطی زوج ها با گذر زمان به اشکال مختلف بستر را برای تهدید سازگاری زناشویی زوج ها فراهم می سازند. افسردگی همراه با ملال ذهنی از ویژگی های روانی و شخصیتی مرتبط با ناسازگاری زناشوی هستند (گل پرور و همکاران، 1390).

یزد خواستی، منصوری زاده، محمدی و احمدآبادی (1387) در پی مروری که بر پژوهش های صورت گرفته بر روی برخی از مشخصه های روانی شخصیتی و طلاق صورت داده اند، اظهار می دارند که اضطراب یکی از ابعاد برجسته در نیمرخ روانی زوج هایی است که متمایل به طلاق و جدایی هستند. در کنار افسردگی، آشفتگی فکری هم در افراد، به دلیل این که افراد دارای این ویژگی اغلب دارای ناتوانی در واکنش مناسب، نگرانی زیاد، تنیدگی و عصبی بودن هستند قادر به تضعیف سازگاری زناشویی است ( میرخشتی، 1375).

چنان که در کنار افسردگی و آشفتگی فکری، افکار گزند و آسیب و بیگانگی عاطفی افزوده شوند مشکلات چشم گیر و قابل توجهی در عرصه سازگاری و روابط زناشویی نمایان می شوند (ذولفقاری، فاتحی زاده و عابدی، 1387).

[1] corsini

[2] Masters & Johnson

[3] Kopeke , Lelie & al

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *