پایان نامه ارشد با موضوع اوقات فراغت، عوامل بازدارنده، دانش آموزان

درس های دیگر به پردازند و با این کار موقعیت تحرّک و نشاط را از بچه ها سلب می کنند. در اینجاست که مدیران مدارس باید معلّمان را ترغیب نمایند تا در زنگ های درس تربیت بدنی با بچه ها به ورزش و بازی های دبستانی بپردازند که البته این لازمه یکسری آموزش های از پیش تعیین شده برای معلّمان می باشد که خوشبختانه اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در این زمینه قدم های مثبتی برداشته است.
عدم وجود مکان یا فضای مطلوب جهت تدریس:
در میان محدودیت های رایج جهت تدریس درس تربیت بدنی، عدم وجود مکان یا فضای مطلوب جهت تدریس یکی از فاکتورهای اجتناب ناپذیر است. متأسفانه بعضی از مدارس به علّت وسعت کم و یا ناهمگون بودن محیط مدارس جهت ترسیم زمین های ورزشی و یا مشرف بودن با خانه های مسکونی (دررابطه با دختران) کارکرد معلّم تربیت بدنی را محدود می کنند. در این موارد معلّمان سعی می کنند با خرید تجهیزات لازم برای ورزش هایی که به محیط چندانی نیاز ندارند به بازی های دبستانی و مطابق با امکانات روی آورند. بنابراین مدیران محترم باید در این زمینه همکاری لازم را با دبیران تربیت بدنی انجام دهند. (به طور مثال می توان سالن ورزشی که نزدیک به مدرسه هست را برای این درس اختصاص دهند و …)
عدم آگاهی از اهمیّت و لزوم درس تربیت بدنی در تندرستی و بهداشت روانی دانش آموزان:
همگام با دگرگونی های مختلف اجتماعی بالاخص امر تربیت، تحول در تربیت بدنی و فعالیت های ورزشی به دلیل همسویی با تربیت رسمی و نشان دادن جایگاه آن در شکل گیری تربیت عمومی امری الزامی است. از آنجا که تربیت بدنی و ورزش وسیله ای است که از طرف مربیان به عنوان ابزار تربیت، شکل پذیری شخصیت و گسترش کیفیت منش پیشنهاد می شود، متخصصین امر نتیجه گرفته اند که افراد به دلیل درگیری با تجربیات تربیت بدنی و ورزش علایق جدید را کشف و اعتماد و ثبات عاطفی مطلوبی را جهت رشد و تکامل روانی خویش کسب می کنند. امروزه اهمیّت برنامه های اصلاحی و پیشگیری از بروز مشکلات روانی بسیار واضح است. به همین منظور، در برنامه های اصلاحی بسیاری از جوامع، برنامه های علمی برای حل تعارضات درونی و کنترل خشونت ها و ناکامی ها و تعدیل هیجان ها و نهایتاً رسیدن به حد قابل قبول از بهداشت روانی فردی و اجتماعی از اولویت خاصی برخوردار است. در این میان، تأکید ما بر تأثیر بازی و فعالیت های ورزش با توجّه به ویژگی ها، معیارها و انگیزه های رفتاری کودکان و نوجوانان می باشد: چرا که به نظر روانشناسان سال های کودکی و نوجوانی سال های تکوین و پایه گذاری شخصیت انسانهاست. بنابراین، برنامه ریزی اصولی برای انجام بازی ها و اجرای فعالیت های ورزشی و توجّه به مسایل بهداشت روانی کودکان و آینده سازان جامعه اسلامی مان در این برهه از تهاجم فرهنگی، امری ضروری است.
فعالیت های ورزشی در ایجاد رغبت ها و تمایلات و پی بردن به توانایی ها و استعدادها، که از مبانی بهداشت روانی خود به شمار می روند، اثرات سودمندی داشته و بنا به گزارش مشاوران مدارس علاقمندی ها و گرایشات طبیعی به فعالیت های ورزشی و سرگرمی ها به صورت وسیله ای برای شناخت خود و محیط و ابزاری برای ارضای نیازها و پرورش استعدادها و رشد علاقمندی و رهنمونی برای زندگی تحصیلی و شغلی آینده کودکان و نوجوانان به کار برده می شود. ورزش در رشد و پرورش اخلاقی کودکان و نوجوانان نیز تأثیر دارد. منظور از جنبه اخلاقی، جهت دادن به تمایلات و انگیزه های کودک و نوجوانان است تا بتوان از این طریق، او را در مسیر صحیح هدایت قرار داد. کودک و نوجوانان از نظر اخلاقی بی طرف است و بیشتر از جنبه های فطری و غریزی خود متأثّر می شود. اعمال و خواسته های او هم تحت تأثیر نیازهای زیستی و غریزی و بازی قرار دارد به این ترتیب بازی، میدان تمرینی برای ارزش گذاری و جهت گیری تمام رغبت ها و هیجان ها و عواطف و گرایش های فطری کودک است. مهمترین عاملی که انگیزه های کودک را در مسیر رشد صحیح قرار می دهد. گنجاندن ارزش های اخلاقی در بطن بازی ها و ورزش ها و نشاط انگیزه است. این ارزش ها باعث می شوند که کودکان و نوجوانان از بازی لذّت ببرند و برای رسیدن به آن تلاش بکنند. کودکان و نوجوانان در موقعیت لذّت ناشی از بازی و ورزش، با معانی ارزشهای اخلاقی – هماهنگی و ارتباط برقرار می کنند. این ارتباط بین ورزش و لذّت پلی است تا کودک را عادتاً در زندگی فردی معتقد و مقید به اصول اخلاقی بار آورد. تجارب ورزشی، روند تمایلات مثبت و رضایت خاطر افراد را بهبود داده و موجب رشد سجایا و خصایل اخلاقی و موجب اصلاح رفتارهای ناشایست می گردد و افراد را نسبت به خود مهربان، خوش عاطفه و از نظر احساس مسیولیت، احترام به قانون و تلطیف عواطف فردی و اجتماعی و بطور کلّی در حصول به اهداف بهداشت روانی رهنمون می سازد.
محدودیت های پوششی برای دختران
با توجّه به اینکه اکثر مدارس در دل خانه های مسکونی واقعند لذا دختران برای فعالیت های ورزشی ناچارند با پوشش کامل به ورزش بپردازند که این مسئله از نظر بهداشتی مشکلاتی را برای آنها به همراه خواهد داشت. از طرفی چون تهیه لباس و گرمکن ورزشی برای خانواده ها هزینه بردار است لذا مدیران باید در این زمینه رایزنی های کامل را با ادرات انجام دهند تا در تهیه این وسایل خانواده ها را یاری نمایند.
نبود امکانات کافی و لازم جهت تدریس:
برخی مناطق آموزش و پرورش که از نظر امکانات مالی و تجهیزات ورزشی در زمره مناطق محروم قرار می گیرند متأسفانه بودجه ی بسیار کمی را جهت تجهیز مدارس در نظر می گیرند که این بودجه فقط کفاف تهیه بخشی از وسایل ورزشی را می دهد. در اینجا مدیران می توانند از بخش کمک های مردمی استفاده کرده و در جهت تجهیز مدارس به سالن های ورزشی سرپوشیده با توجّه به فضای مدرسه اقدام نمایند. در این میان بهتر آن است که در ابتدای سال تحصیلی، مدیران بخشی از کمک ها و سرانه ی مدارس را به این کار اختصاص دهند.
عدم همکاری برخی معاونین در مدیران مدارس:‌
کلاس درس باید شرایط لازم و کافی را برای معلّم ایجاد نماید تا معلّم بتواند بدور از فاکتورهای مداخله کننده به تدریس و آموزش بپردازند. حیاط مدرسه هم کلاس درس معلّم تربیت بدنی می باشد که باید قداست این کلاس نیز حفظ شود. بعضاً دیده شده کلاس هایی که معلّم نداشته اند توسط معاونین یا مدیر مدرسه راهی حیاط شده که این خود می تواند مخل شرایط تدریس گردد. لذا معاونین محترم باید با درایت و تجربه خود دانش آموزان را سر کلاس مشغول نمایند. تا حضور دانش آموزان در حیاط موجب اختلال در امر آموزش دبیران تربیت بدنی نگردد.
6.2. عوامل بازدارنده
در مورد نپرداختن به ورزش علل و عوامل عدیده ای دخیل بوده است. همچنین بحث حمایت از ورزش های پایه همواره در ورزش ایران وجود داشته است لذا در این راه مشکلاتی نیز وجود داشته است. عدم برنامه ریزی مناسب و مشخص ، فقدان امکانات سخت افزاری ، محدودیت بودجه و منابع مالی هیأت های ورزش و نقش تأثیرگذار آنها و همچنین مسائل و مشکلات فراوانشان باشگاه ها و عدم استقبال آنها از این ورزش عدم استقبال رسانه ها و مطبوعات از این ورزش و…….. می باشد. همچنین مشکل فضاها، اماکن و تاسیسات ورزشی، کمبود معلم متخصص، کمبود وسایل و تجهیزات ورزشی، کمبود ساعات درس تربیت بدنی در مدارس نیز از جمله مشکلات موجود در توسعه ورزش های پایه بوده است (مظفری و همکاران، 1388). کوهن و همکاران107(2006) نیز در تحقیقی بر روی دانش آموزان، بعد مسافت خانه تا مدرسه را از عوامل کاهش مشارکت ورزشی آنان عنوان کردند. تحقیقات زیادی در ایران در خصوص موانع مشارکت ورزشی انجام شده است. جامعه آماری این مطالعات را عموما زنان، دانش آموزان و دانشجویان تشکیل می دادند. نتایج این تحقیقات حاکی از وجود عواملی نظیر نداشتن علاقه و مشکلات فرهنگی اجتماعی با فراوانی بیشتر عوامل مذکور در دختران نسبت به پسران(سلامی،1383)، کمبود وقت، عادت نداشتن و نبود امکانات و همچنین اهمیت دادن بیشتر به تکالیف درسی نسبت به ورزش، بی حوصلگی، اشتغال در خانه، نبودن اماکن مناسب ورزشی، کمبود امکانات در محل زندگی، مشکلات اقتصادی خانواده و مشکلات دوران قاعدگی(موسوی،1380، نادریان جهرمی،1384) است.
در منظری دیگر عوامل بازدارنده به سه دسته زیر تقسیم بندی شده است:
1- عوامل بازدارنده فردی: عواملی هستند که با حالات روانی فرد سر و کار دارند و بر ارجحیت اوقات فراغت او تاثیر می گذارند، ولی در رابطه ی بین ارجحیت و مشارکت دخالت ندارند. مانند استرس، افسردگی، اضطراب، تمایلات مذهبی، خویشاوندی و عدم خویشاوندی افرادی که نگرش خود را مطرح می کنند، اولویت های اجتماعی برای شرکت در فعالیت های خاص اوقات فراغت، درک میزان مهارت شخصی، ارزیابی خود فرد از مناسب بودن یا در دسترس بودن یا در دسترس نبودن فعالیت های مختلف اوقات فراغت.
2- عوامل بازدارنده بین فردی: عوامل بین فردی حاصل کنش های بین فردی یا رابطه ی بین خصوصیات فردی افراد است که همسران با خود به روابط زناشویی می آورند و در نتیجه بر مشارکت مشترک در فعالیت های اوقات فراغت خاص اثر می گذارند یا موانعی هستند که به عنوان نتیجه ی روابط و تعامل همسران پیش می آیند. موانعی از این نوع ممکن است هم بر ارجحیت و هم بر مشارکت در فعالیت های مشترک اوقات فراغت و همراهی کردن در فعالیت های اوقات فراغت اثر بگذارند.
3- عوامل بازدارنده ساختاری: عوامل ساختاری به عنوان مداخله گر بین ارجحیت اوقات فراغت و مشارکت عمل می کنند، مانند وضعیت چرخه زندگی خانواده، منابع مالی خانواده، فصل، هوا، برنامه ی زمانی کار، دسترسی به فرصت ها ( و آگاهی از این دسترسی) و نگرش افرادی که در مورد مناسب بودن فعالیت های معینی نظر می دهند(جکسون کرافورد و همکاران)108.
به طور کلی می توان موانع زیر را به عنوان موانع موجود در ورزش پایه بنابر مرور تحقیقات داخلی و خارجی دانست:
موانع اجتماعی و فرهنگی
به آن دسته از موانع گفته می شود که در از منظر دیدگاه جامعه و فرهنگ نسبت به مشارکت در فعالیت های ورزشی، از نظر فرد مانع محسوب می شود. نگرش منفی یا خنثی جامعه در عدم مشارکت می تواند با ایجاد احساس نگرانی و خجالت در فرد، ایجاد مزاحمت، ایجاد دلسردی به دلیل وجود فرهنگ های دارای تفکرات تبعیض جنسیتی، نبود یک الگوی ورزشی موفق و مشوق در جامعه، عدم حمایت رسانه های جمعی از ورزش باعث شود تا فرد از شرکت در فعالیت های ورزشی صرفنظر نماید. از منظر جامعه شناسانه، فرهنگ ورزش یک خرده فرهنگ است که به تسامح فرهنگ ورزش خوانده می شود. این فرهنگ شامل باورها، ارزشها، هنجارها، عادات و ساخته های انسان اجتماعی، مربوط به ورزش است. خرده فرهنگ ها با فرهنگ جامعه در تعامل اند از این رو فرهنگ ورزش هم از فرهنگ جامعه اثر می پذیرد و هم بر آن اثر میگذارد. در صورتی که تربیت بدنی و ورزش در جامعه معمول و مقبول باشد، کودک از آغاز تولد با عادت به ورزش پرورش می یابد. در واقع فرهنگ ورزش از طریق جامعه پذیری در خانواده در میان نسل نو ریشه می یابد، در مرحله دوم افراد از گروه همگنان تأثیر می پذیرند. توسعه فرهنگ ورزش پیچیدگی موضوعی ناشی از میان رشت های بودن و نیز دخالت عوامل انسانی و اجتماعی در آن است. از این رو مباحث عدیده ای تحت عنوان فرهنگ ورزش مطرح می شود. در نتیجه نظریه پردازی در زمینه فرهنگ ورزش، کاری گسترده است. به عنوان مثال رسانه های ورزشی یکی از مؤثرترین مؤلفه های توسعه فرهنگ ورزش در جوامع توسعه یافته است و تأثیر عمده بر باورها، ارزشها، هنجارها و کارکردهای ورزشی افراد و گروه های جامعه دارند(سازمان تربیت بدنی،1382).
موانع ساختاری
مربوط به زیر ساخت ها و زیر

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان درموردکسب و کار، کارشناسان

دیدگاهتان را بنویسید