پایان نامه با کلید واژگان سلامت عمومی، رضایت شغلی، رضایت شغل

و میتوان 6/18 درصد (6/18=100/2 432/0 ) از واریانس رضایت شغلی کارکنان را توسط میزان تیپ شخصیتی(نوع A) آنان تبیین کرد.
فرضیه2) بین تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری شهر کرمانشاه(نوع B) با رضایت شغلی رابطه وجود دارد.
جدول 4-8- بررسی رابطه تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری شهر کرمانشاه(نوع B) با رضایت شغلی آنان با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون
متغیر
تعداد
ضریب
همبستگی
سطح معناداری
رابطه تیپ شخصیتی (نوعB) و رضایت شغلی کارکنان
67
189/0-
126/0
براساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون در جدول (4-8)، بین تیپ شخصیتی (نوع B) کارکنان و رضایت شغلی آنان (126/0=p و 189/0-=r) رابطه معناداری وجود ندارد؛ زیرا (05/0 p).
فرضیه3) بین تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری شهر کرمانشاه(نوع A) با سلامت عمومی رابطه وجود دارد.
جدول 4-9- بررسی رابطه تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری شهر کرمانشاه(نوع A) با سلامت عمومی آنان با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون
متغیر
تعداد
ضریب
همبستگی
سطح معناداری
رابطه تیپ شخصیتی (نوعA) و سلامت عمومی کارکنان
33
041/0
822/0
براساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون در جدول (4-10)، بین تیپ شخصیتی (نوع A) کارکنان و سلامت عمومی آنان (822/0=p و 041/0=r) رابطه معناداری وجود ندارد؛ زیرا (05/0 p).
فرضیه4) بین تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری شهر کرمانشاه(نوع B) با سلامت عمومی رابطه وجود دارد.
جدول 4-11- بررسی رابطه تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری شهر کرمانشاه(نوع B) با سلامت عمومی آنان با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون
متغیر
تعداد
ضریب
همبستگی
سطح معناداری
رابطه تیپ شخصیتی (نوعB) و سلامت عمومی کارکنان
33
146/0-
240/0
براساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون در جدول (4-11)، بین تیپ شخصیتی (نوع B) کارکنان و سلامت عمومی آنان (240/0=p و 146/0-=r) رابطه معناداری وجود ندارد؛ زیرا (05/0 p).
فرضیه5) بین رضایت شغلی و سلامت عمومی کارکنان دادگستری شهر کرمانشاه رابطه وجود دارد.
جدول 4-12- بررسی رابطه رضایت شغلی و سلامت عمومی کارکنان دادگستری شهر کرمانشاه با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون
متغیر
تعداد
ضریب
همبستگی
سطح معناداری
رابطه رضایت شغلی و سلامت عمومی کارکنان
100
301/0
002/0**
* در سطح 5% معنادار است. ** در سطح 1% معنادار است.
براساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون در جدول (4-12)، بین رضایت شغلی و سلامت عمومی کارکنان (002/0=p و 301/0=r) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد؛ زیرا (05/0 p). بنابراین هرچه میزان رضایت شغلی کارکنان بالاتر باشد، سلامت عمومی آنان افزایش می یابد و بالعکس و میتوان 9 درصد از واریانس سلامت عمومی کارکنان را توسط میزان رضایت شغلی آنان تبیین کرد.
فصل پنجم
بحث و نتیجه‌گیری
5-1. مقدمه
به طور کلی برای سلامت کارکرد یک سازمان لازم است تا به رضایت شغلی کارکنان توجه لازم معطوف شود، علاوه بر این جایگاه شغلی مناسب ارتباط تنگاتنگی با هویت، شخصیت و سلامت عمومی یک فرد دارد و بین سلامت عمومی و رضایت شغلی وی نیز ارتباط معناداری دیده می شود بدین معنی که هر چه کارکنان از احساس رضایت شغلی بالاتری برخوردار باشند وضعیت سلامت عمومی آنان نیز بهتر است و بالعکس. همچنین ارتباطی که بین تیپ شخصیتی (نوع A) کارکنان و رضایت شغلی آنان وجود داشت حاکی از لزوم توجه بیشتر به شناخت ویژگی های شخصیتی در انتخاب شغل برای افراد و در سازمان و ادارات برای گزینش پرسنل مورد نیاز است.
5-2. بحث در یافته های پژوهش
فرضیه پژوهشی اول :بین تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری کرمانشاه (نوع A)با رضایت شغلی آنها رابطه وجود دارد.
در بررسی فرضیه اول پژوهش، نتیجه به دست آمده نشان می دهد که بین تیپ شخصیتی (نوع A) کارکنان و رضایت شغلی آنان رابطه منفی و معنادار وجود داشت؛ و میتوان 6/18 درصد (6/18=100/2 432/0 ) از واریانس رضایت شغلی کارکنان را توسط میزان تیپ شخصیتی(نوع A) آنان تبیین کرد که فرضیه اول پژوهش را تایید کرد.
این نتیجه با یافته های میرزایی و همکاران (1385)،سمیع زاده (1377)، فروغی(1375) و پرداختچی (1374) همخوانی و با یافته های نجار پور استادی و همکاران (1385) مغایرت دارد .
چون معمولا افرادی که تیپ شخصیتی A دارند، رقابت‌جو، شتابگر، طالب کسب موفقیت، پرکار و بلندپروازند به استقبال خطر می روند و به پیامدهای آن بی اعتنا هستند، نیازبیشتری به کنترل محیط دارند(در مقایسه با تیپ B)، آرام و سکون ندارند و دائم بی‌قرارند، بیش ازحد کار می‌کنند و حتی روزهای تعطیل و استراحت را نیز صرف کارمی‌کنند، اوقات فراغت را اتلاف وقت می‌دانند و به غیراز کار، سرگرمی دیگری ندارند، به‌ندرت وقت خود را به‌صورت واقعی برنامه‌ریزی می‌کنند.،کوشش می‌کنند ازنظر مادی ازهمه فراتر باشند، اشیای مادی به نظرش بسیارمهم است،،چنین فردی از نظر اجتماعی آن قدرها شرطی نشده است، پایبند مقررات در حد افراد تیپ شخصیتی B نمی باشد(حسینیان و یزدی،1376).با توجه به این ویژگی های اخلاقی می توان رابطه منفی و معنادار را تبیین کرد، چون پیشرفت کاری محدود ، زمانبندی شده و تعریف شده ، پاسخگویی به مسئولین و… ،رفتار و حوزه کاری مشخص و کنترل شده، آرامش و برخورد مناسب با مسئولین،همکاران و ارباب رجوع ، اوقات کاری مشخص ، داشتن حقوق و مزایای مشخص و محدود و پایبندی به قانون، لازمه ی داشتن شغل کارمندی است، پس کارمندی با خصوصیات ذکر شده، پذیرش این محدودیتها برایش مشکل است ودر رضایت شغلی اش اثر مستقیم و منفی می گذارد.
فرضیه پژوهشی دوم : بین تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری کرمانشاه (نوع B)با رضایت شغلی آنها رابطه وجود دارد.
نتایج نشان دادند که بین تیپ شخصیتی (نوع B) کارکنان و رضایت شغلی آنان رابطه معناداری وجود نداشت؛که به معنای رد فرضیه دوم پژوهش ما است.
این نتیجه با یافته های میرزایی و همکاران (1385)،سمیع زاده (1377)، فروغی(1375) و پرداختچی (1374) مغایرت و با یافته های نجار پور استادی و همکاران (1385) همخوانی دارد .
شاید بتوان دلیل رد فرضیه را اینطور بیان کرد که چون افراد دارای الگوی رفتاری B، آرام و صبور بوده و اهل رقابت نیستند، بسیار ملایم، آرام و ازنظر خلقی متعادل هستند. آنها معمولاً در محیط کار، کارکنانی ثابت‌قدم بوده و رفتارشان به‌سادگی دستخوش تغییر نمی‌گردد. هیچ‌گاه از کمبود وقت و فقدان فرصت شکایت نمی‌کنند و جهت کسب موقعیت‌های حرفه‌ای یا موقعیت‌های اجتماعی وقت و نیروی زیادی مصرف نمی‌کنند و آنها در خارج از وقت کار، اوقات زیادی را صرف فعالیت‌های مورد علاقه خود می‌کنند. برطبق گزارشات اوریل111(1988) الگوی رفتاری B دارای خودپنداره بالایی بوده و نیازی به تأیید دیگران ندارند. به‌علت انعطاف‌پذیر بودنشان واقع‌بین‌ترند. اشتباهات خود را پذیرفته و آنها را فرصت‌هایی برای آموزش می‌بینند و آنها حتی در مواقعی که حوادث کاملاً در کنترلشان نیست، خود را کنترل می‌کند. همچنین آنها حساسیت به گذشت زمان و موفقیت در کارشان نشان نمی‌دهند .و همچنین شخصیت الگوی رفتاری B برخلاف Aارزش شخص خود را در پیروی از هدف‌های زندگی که در آن موفقیت اجتماعی و اقتصادی برتر از هر هدف دیگری قرار دارد، نمی‌داند .
فرضیه پژوهشی سوم:بین تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری کرمانشاه (نوع A)با سلامت عمومی آنها رابطه وجود دارد.
فرضیه سوم پژوهش رد شد و نتایج نشان داد که بین تیپ شخصیتی (نوع A) کارکنان و سلامت عمومی آنان رابطه معناداری وجود نداشت؛
این نتیجه با یافته‌های عقیل‌نژاد و همکاران(1386) و رنجبر کوچکسرایی و همکاران (1385) و کوپرکیرکاکدیو براون(1994)، تحقیق بانکر و همکارانش(2003)، و ثمری و لعلی‌فاز(1383) و امید مرادی و همکاران(1390) همخوانی ندارد.
به دلیل برخی ویژگی‌های شخصیتی افراد تیپ‌های مختلف این‌گونه تصور می‌شد که بین تیپ A و B و سلامت رابطه وجود دارد که پژوهش‌های زیادی نیز این ذهنیت را قوی می‌کرد اما بر خلاف انتظار در این پژوهش نتایج ارتباطی را نشان ندادند.
از آنجائی که در پژوهش حاضر رابطه ای بین تیپ های شخصیتی A با سلامت روان بدست نیامده می توانیم چنین بیان کنیم که به دلیل اینکه در گروه A افراد دارای خصوصیاتی از قبیل عجول بودن، گاهی افسرده و عصبانی، گفتار بیش از حد نیرومند،نگاه عمیق و لبخند بازداری شده،سریع خواندن،پرخاشگرانه در تلاش همیشگی برای نیل به حداکثر ممکن در حداقل زمان و متخاصم هستند و به ندرت وقت خود را برنامه ریزی می کنند،کوشش می کنند از نظر مادی از همه فراتر روند. در مقابل از نظر سازمان بهداشت جهانی از جمله ویژگی های سلامت روان احساس آرامش نسبت به خود، احترام به حقوق دیگران، احساس امنیت، مسئولیت پذیری و انعطاف پذیری است، و براساس تعاریف الگوهای مختلف از سلامت از جمله :الگوی پزشکی سلامت یعنی فقدان یک یا چند مورد از موارد بیماری، ناراحتی و.. ،الگوی محیطی وضعیت ها و شرایط خارج از فرد از جمله آب و هوا،شرایط زندگی و.. را بر سلامت تأثیرگذار می دانند، والگوی کلی نگری سلامت را بر حسب کلیت شخص و نه براساس بخش بیماری از بدن ،تعریف می کند و از نقطه نظر دیدگاه های مختلف روانشناسی نیز سلامت یعنی فرد دارای نظام متعادلی است و به هم خوردن تعادل نشان عدم سلامت است(دیدگاه روانپزشکی)،رفتارش با محیط معین با نوعی هنجارهای رفتاری سازگاری داشته باشد(دیدگاه رفتارگرایی)،ارضای نیازهای سطح پایین و رسیدن به خودشکوفایی(دیدگاه انسان گرایی).در نتیجه با توجه به ویژگی های ذکر شده درگروه A صفاتی وجود دارد که با سلامت روان ارتباط چندانی ندارد و آن ویژگی ها به خودی خود ارتباط یا اثر مستقیمی برسلامت عمومی افراد ندارد وراجع به محدود ویژگیهایی که شاید به نظر بر سلامت اثرگذار باشند اولا صرف داشتن آن تیپ صددرصد آن خصوصیت را ندارد ثانیا نمی توان قطعی گفت هر شخصی که مثلا تیپ A دارد و زود عصبانی می شود پس سلامتش به خطر می افتد چون ممکن است آنرا کنترل کرده باشد و از آسیبهای احتمالیش در امان باشد.
فرضیه پژوهشی چهارم:بین تیپ شخصیتی کارکنان دادگستری کرمانشاه (نوع B)با سلامت عمومی آنها رابطه وجود دارد.
فرضیه چهارم پژوهش نیز رد شد و نتایج نشان داد که بین تیپ شخصیتی (نوع B) کارکنان و سلامت عمومی آنان رابطه معناداری وجود نداشت؛
این نتیجه با یافته‌های عقیل‌نژاد و همکاران(1386) و رنجبر کوچکسرایی و همکاران (1385) و کوپرکیرکاکدیو براون(1994)، تحقیق بانکر و همکارانش(2003)، و ثمری و لعلی‌فاز(1383) و امید مرادی و همکاران(1390) همخوانی ندارد.
از آنجائی که در پژوهش حاضر رابطه ای بین تیپ های شخصیتی Bبا سلامت روان بدست نیامده می توانیم چنین بیان کنیم که به دلیل اینکه در گروه B نیز دارای صفاتی از قبیل خونسردی،انعطاف پذیری، اصرار کمتر در انجام کار و تمایل کمتر به وقت شناسی هستند ،هرگز از فوریت زمانی رنج نمی برند،رقابت جویی شدید و جاه طلبی ندارند،و در مقابل از نظر سازمان بهداشت جهانی از جمله ویژگی های سلامت روان احساس آرامش نسبت به خود، احترام به حقوق دیگران، احساس امنیت، مسئولیت پذیری و با توجه به تعاریف مختلف سلامت براساس الگوها و دیدگاه های مختلف که در فرضیه قبل بیان شد و ویژگی های ذکر شده در گروه B صفاتی وجود دارد که با سلامت روان ارتباط چندانی ندارد. و آن ویژگی ها به خودی خود ارتباط یا اثر مستقیمی برسلامت عمومی افراد ندارد وراجع به محدود ویژگیهایی که شاید به نظر بر سلامت اثرگذار باشند اولا صرف داشتن آن تیپ صددرصد آن خصوصیت را ندارد ثانیا نمی توان قطعی گفت هر شخصی که مثلا تیپ B دارد و آرام و انعطاف پذیراست پس

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد دربارهاسباب بازی، ادراک دیداری، پیش دبستانی

دیدگاهتان را بنویسید