بررسی تطبیقی قید در دستور زبان فارسی و عربی- قسمت ۱۲

بررسی تطبیقی قید در دستور زبان فارسی و عربی- قسمت ۱۲

  • [با ملایمت ] با ما صحبت کرد.

 

  • [ خاضعانه ] از همه طلب بخشش کرد.

 

بنابراین اگر چه در بسیاری از مواقع حذف قید آسیبی به ارکان جمله نمیرساند اما با توجه به مطالب ارائه شده در موارد محدودی، می‌تواند در ساخت جملات فارسی که نمودار آن به شکل زیر است جایگاهی داشته باشد.
یک جزئی: وای، سلام
جمله‌های بی فعل دو جزئی: شب خوش، زیارت قبول
جملات استثنایی سه جزئی: زندگی یعنی عقیده
جمله‌های بی نهاد: باید طرحی نو در انداخت
جمله با فعل یک شناسه: بچه‌ها خوابشان

جمله‌های دو جزئی : علی می‌آید
گذرا به مفعول: علی گل را دوست دارد
جمله‌های سه جزئی گذرا به متمم: از مصاحبت جاهل بپرهیزید
گذرا به مسند: علی مریض شد
گذرا به قید: علی عاقلانه رفتار کرد
گذرا به مفعول و مسند: ماشین هوا را آلوده گردانید
جمله‌های چهار جزئی گذرا به مفعول و متمم: کتاب‌ها را از کتاب فروشی خریدم
گذرا به متمم و مسند: اهل محل به او پهلوان می‌گفتند
گذرا به مفعول و مفعول: مسئولان شاگردان اول را جایزه دادند

مسألهی قابل ملاحظه‌ی بعدی اختلافاتی است که در دسته بندی قید به مختص و مشترک وجود دارد. پرسشی که در این قسمت پیش می‌آید این است که آیا می‌توان حروف اضافه و متمم‌ها را جزء قیدهای مختص به شمار آورد یا نه ؟ پاسخ اینگونه است که خیر، زیرا در تعریف قید مختص بیان گردید که ” تنها نقش قیدی دارند و جز این، نقش دیگری را نمی‌پذیرند “. دیگر این که می‌بایست بین مقوله‌ی قید و نقش قید تمایز قائل شد چرا که اصطلاح قید هم برای نمایاندن یک مقوله‌ی واژگانی به کار می‌رود مانند: به خوبی، باعجله و… و هم برای نشان دادن نقش نحوی آن استفاده می‌شود. مثلاً گروه حرف اضافه دار[ با اتوبوس] در جملهی زیر نقش قیدی را ایفا می‌کند: او دیروز با اتوبوس به شیراز رفت. (مدرسی:۱۳۸۷، ۳۱۰)(غلامعلی زاده:۱۳۷۴، ۱۱۱). یعنی اینکه ممکن است واژه یا گروه واژه‌هایی از لحاظ دستوری جایگاه مشخصی داشته باشند، اما با قرار گرفتن در جمله نقش دیگری را ایفا کنند.
برخلاف حرف اضافه و متمم، پیشوند به همراه کلمه‌ی بعد از خود می‌تواند در طبقه‌ی قید قرار گیرد. وحیدیان کامیار، پیشوند + اسم را دومین دسته از گروه‌های قیدی نشانه دار قرار داده و دو مورد «ب» و «با» را مطرح کرده است. در مورد فرق پیشوند با حرف اضافه می‌گوید:
«حوزه‌ی عمل پیشوند، واژه است ولی حوزه‌ی عمل حرف اضافه جمله ؛ یعنی حرف اضافه در ساختمان جمله به کار می‌رود و متمم می‌سازد اما وند در ساختمان واژه کاربرد دارد. به همین دلیل پیشوند + اسم یک کلمه است و می‌توان به جای آن یک واژه قرار داد ؛ مثل: با سرعت = سریع، به کندی = کند»(۱۳۸۶: ۱۰۹). درزی نیز سه دلیل را مطرح می‌کند ؛

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

 

 

  1. همپایگی دوگروه اسمی متمم حرف اضافه در زبان فارسی امکانپذیر است مانند:

 

او به این دانشجویان و اساتید گروه نامه فرستاد.
اما پایه‌ی واژه‌های دارای پیشوند یکسان را نمی‌توان با یکدیگر همپایه کرد مانند:
الف) پسر باهوش و باهنر ب) پسر باهوش و هنر

 

نتیجه تصویری برای موضوع هوش

 

 

  1. ) وابسته‌های پیشین اسم = اگر زنجیره‌ی «به دقت» یک عنصر واژگانی دارای پیشوند «به / ب» تلقی شود، افزودن وابسته‌ی پیشین «چنان» به بعد از این پیشوند باید منجر به زنجیرهای غیر دستوری شود. درحالی که افزودن چنین وابستهای به «دقت» در زنجیره‌ی «بادقت» نباید منجر به بدساختی زنجیره‌ی حاصل شود مانند:

 

الف) علی به چنان دقتی نامه را خواند. . ب) علی با چنان دقتی نامه را خواند…
همچنان که از بدساختی جملهی (الف) و خوش ساختی جمله‌ی (ب) مشخص است.

 

 

  1. وابسته‌های پسین اسم = به لحاظ ماهیت با استدلال دوم تفاوت خاصی ندارد. پیش بینی فرضیه این گونه است که چون زنجیره‌ی «به دقت» یک قید است نباید بتواند وابسته‌های پسین اسم را بپذیرد. برعکس چون زنجیره‌ی «بادقت» یک گروه حرف اضافهای است که هسته‌ی آن «با» و هسته‌ی گروه اسمی متمم آن «دقت» است، این هسته‌ی گروه اسمی باید بتواند وابسته‌های پسین اسم را بپذیرد که براساس بدساختی جمله‌ی (الف) و خوش ساختی جمله‌ی (ب) این پیش بینی نیز درست است.

 

الف) علی به دقت فراوان نامه را خواند.
ب) علی بادقت فراوان نامه راخواند. (۱۳۸۵: ۹۷-۱۰۰)
زندی مقدم در مقالهای به بررسی صوری و معنایی قید در زبان فارسی با تاکید بر ویژگی‌های صوری آن پرداخته و الگوی کوئرک و همکاران ((Quirk et. al را معیار کار خود قرار داده است در این الگو سازه‌ها براساس دو ملاک صورت (یعنی ساخت درونی، به صورت گروه اسمی، گروه فعلی و نظایر آن) و نقش (به صورت فاعل، مفعول و غیره) تقسیم می‌گردد. منظور از نقش، تمایل رخداد یک واحد است. دو واحد که کاربرد یکسانی داشته باشند می‌توان گفت که از نظر نقش هم یکسان هستند گروه‌ها ممکن است از نظر صورت با هم فرق داشته باشند ولی از لحاظ نقش می‌توانند به یک طبقهی واحد تعلق داشته باشند کئورک و همکارانش ابتدا قیود را از نظر شکل ظاهر و صورت به انواعی تقسیم کرده اند که خلاصه‌ی آن به صورت نمودار زیر است

1. گروه قیدی الف) طبقه‌ی بسته
ب) طبقه‌ی باز
۲٫ گروه حرف اضافه ای
قید
الف) با اشکال تصریف نشده‌ی فعل
۳٫ بند قیدی ب) با اشکال تصریف شده‌ی فعل
ج) بدون فعل
۴٫ گروه اسمی
زندی مقدم پس از تقسیم بندی قیود براساس معنا که به صورت زیر است
۱) قید زمان
۲) قید مکان
الف) حالت
۳) قیود فرایندی ب) وسیله
الف) سبب
مشروط ب) منظور و هدف
ج) خلافی
د) نتیجه ه) شرط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*