بررسی روابط اجتماعی در آثار سعدی و تطبیق آن با نهج البلاغه- قسمت ۳۱
Abstract data background.

بررسی روابط اجتماعی در آثار سعدی و تطبیق آن با نهج البلاغه- قسمت ۳۱

۵-۳-۷- پرهیزاز عیب جویی
یکی دیگر از ارزشهای اخلاقی در روابط اجتماعی، پرهیز از عیب جویی است.عیب جویی در کلام علمای اخلاقی چنین معنا شده است: (نراقی، بی تا: ص ۳۸۹)
«و این از علامات خباثت نفس و عیبناک بودن صاحب آن است. چه هر عیب داری،طالب عیب مردم است. خداوند درقرآن کریم، این گونه به عیب جویان، هشدار می دهد: «وَیلُ لِکلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهِ» وای به هر عیب جوی هرزه زبان! (سوره هُمَزه/۱)
همچنین روایات فراوانی در توصیه به عیب پوشی و پرهیز از عیب جویی از پیامبر اسلام و ائمّه بزرگوار نقل شده است. امام حسین علیه السّلام در حدیث گهرباری می فرمایند: «کسی که در مردم عیب جویی نکند، از عذر خواهی نیز بی نیاز است.» (دشتی،۱۳۷۷: ص ۵۹۱ )
امام علی (علیه السّلام) و سعدی نیز هر کدام با روش خاصّ خود به این موضوع اخلاقی و اجتماعی توجّه کرده اند.
صاحب مسند رسالت (پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله وسلّم) در ضرورت عیب پوشی و پرده بر بدی های مردم افکندن می فرماید:
«هر که پرده بپوشد بر عیب مسلمانی، خدای تعالی بپوشاند عیب او را در دنیا و آخرت.»
(نراقی، بی تا، ص ۳۹۰)
امام علی (علیه السّلام) بر ضرورت عیب پوشی تا آنجا تأکید دارند که در نامه ۵۳ به امام حسن (علیه السّلام) سفارش می کند کسانی را که از مردم عیب جویی می کنند از خود دور کن. «وَ لیَکُن أََبعَدَ رعیِّتِک مِنکَ وَ أشنَأَهُم عَندَکَ أَطلُبُُهُم لِمَعایِبِ النَّاسِ.» (نهج البلاغه،نامه ۵۳:ص۳۳۷)
از رعیّت، آنان را که به دنبال عیوب دیگران بیشتر جستجو می کنند، از خود دور کن و دشمن بدار. امام (علیه السّلام)در جایی دیگر راه پوشیدن عیب را حیا می داند. «مَن کَساهُ الحیاءَ تَوبَه، لَم یَرَالنََّاس عَیبَه؛ آن کس که لباس حیا بپوشد، کس عیب او را نمی بیند.» (نهج البلاغه، ص ۴۸۳، حکمت ۱۲۳)
امام (علیه السّلام) در نکوهش عیب جویی می فرماید: «أََکبرُ العَیبِ اَن تَعیبَ مَا فِیکَ مِثلُهُ؛ بزرگترین عیب آن است که چیزی را که در خود داری بر دیگران عیب بشماری.»
(نهج البلاغه،حکمت ۳۵۳ : ص۴۲۳)
سعدی در قالب اشعار لطیف خود به این عادت بد اجتماعی اشاره می کند:

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«شاید پس کار خویشتن بنشستن لیک نتوان زبان مردم بستن »

 

(یوسفی،گلستان، ص ۱۳۹)
«به عذر و تو به توان رست از عذاب خدای و لیک می نتوان از زبان مردم رست»
(،همان، ص ۹۶)
وی به حالت روانی و درونی عیب جویان نیز نظر دارد و آنها را چنین واکاوی می کند:
۱-عیب جو، کار خود را هنر می داند:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«چشم بداندیش که برکنده باد عیب نماید هنرش درنظر »

 

(همان، ص ۱۳۶)
۲-عیب جو، دو چهره است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«در برابر چو گوسفند سلیم در قفا همچو گرگ مردم خوار »

 

(همان؛ ص ۸۷)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*